سيد محمد دامادى

342

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

در مصراع دوم - مىگويد : در شب معراج ، تو ، به نهايت علوّ رسيدى و بر عرش پاى نهادى . « سنايى » در « حديقه » در فصل « اندر ترجيح او بر پيغمبران عليه و عليهم السّلام » چنين آورده است : انبيا ز آسمان پياده شدند * ازو ساده به سوىِ ساده شدند از پى خجلت آدم از دل و جان * بر دَرَت رَبَنَّا ظَلَمْنا خوان نوح در حصنِ عصمتت جَسته * روح در چاكرى كَمَر بَسته تاج بر سر نهاده ميكاييل * غاشيه بر كَتِف نهاده خليل موسىِ سوخته بر آذرِ تو * أرِنى گوى گشته بر درِ تو با ثناىِ تو عقد بسته به هم * در عَزَب خانه عيسىِ مريم با طبق روحِ قدس و روحِ امين * منتظر مانده بر يسار و يمين بر گرفته ز عرش پردهء نور * بر دهان مانده ناىِ خواجهء صور رفعت ادريس از ثناىِ تو يافت * سدره ، جبريل از براىِ تو يافت خضر ، آتش به باد سينه سپرد * آب حيوان ز خاكِ پاىِ تو بُرد بسته بودى نقابِ درويشى * چون گشادى تو قفل در پيشى شرفِ قاب از آن نقاب فزود * رفعتِ عرش ، زينتِ تو ، ربود جانِ روحانيان ، دلِ تو ، بديد * ديده بر سر نهاد و پيش كشيد اهلِ هفت آسمان ، نهان مانده * سرِ انگشت در دهان مانده . . . روىِ روحانيان ، سوىِ درِ تُست * كامشب آيينِ عَرضِ لشكرِ تُست . . . [ حديقة الحقيقة صص 207 - 213 ] مذهب ؛ جاى رفتن ، طريقه ، روش ، شعبه‌يى از دين گر مذهبِ ، مردمانِ عاقل دارى * يك دوست بسنده كن كه يك دل دارى [ كليله و دمنه ، باب برزويهء طبيب ، ص 53 ، چاپ مينوى ]