سيد محمد دامادى

334

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

چو من دادِ معنى دهم در حديث * بر آيد به هم اندرونِ خبيث [ بوستان سعدى ] گاه معنى ، به معناى حقيقت ، باطن و واقعيّت در برابر صورت و ظاهر به كار رفته است : به شيران مده ، نوشداروىِ معنى * ز تشنه دلان ، ناشتايى طلب كن [ خاقانى ] در صفِ مردان بيار قوّتِ معنى از آنك * در رهِ صورت ، يكى است مردم و مردم گيا [ خاقانى ] به معنى كيمياىِ خاكِ آدم * به صورت ، توتياىِ چشمِ عالَم [ نظامى ] دوستى ، از دشمنِ معنى مجوى * آبِ حيات از دمِ افعى ، مجوى [ نظامى ] زان مىنگرم به چشمِ سَر در صورت * زيرا كه ز معنى است ، اثر در صورت اين عالَمِ صورتست و ما ، در صُوَريم * معنى نتوان ديد مگر در صورت [ اوحد الدّين كرمانى ] رو به معنى كوش ، اى صورت پَرَست * زان كه معنى ، بر تنِ صورت ، پر است همنشين اهلِ معنى باش تا * هم عطا يا بى و هم باشى فتى جانِ بىمعنى درين تن بىخلاف * هست ، همچون تيغِ چوبين در غلاف [ مثنوى 1 / 710 - 712 ص 44 طبع نيكلسون ] اتّحاد يار با ياران خوش است * پاىِ معنىِ گير ، صورت سركش است [ مثنوى 1 ص 43 بيت 682 طبع نيكلسون ] تو اين صورتِ خود ، چنان مىپرستى * كه تا زنده‌يى ، ره به معنى ندانى [ سعدى ] معنىِّ آب زندگى و روضهء إرَم * جز طَرْفِ جويبار و مىِ خوشگوار چيست ؟