سيد محمد دامادى
319
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
خاشكدان ؛ صندوقچهيى را گويند كه در آن خرده ريز و امثال آن را مىنهادند ، صندوق . [ دهخدا ] سقف ازرق ؛ كنايه از آسمان است . شادروان ؛ [ فا ] به وزن و به معنى چادربان به معنى بساط و فرش گرانمايه كه در بارگاه ملوك بگسترند . پردهء عمارت عالى و سايبان ؛ سر در خانه ، خيمه و سراپرده ، معرّب آن شادروان [ دزى ج 1 ص 715 ] و پهلوى آن شاتوروان است . اينست همان صفّه كز هيبتِ او بردى * بر شيرِ فلك حمله ، شير تنِ شادروان [ خاقانى ] بساطِ لهو بينداز و برگِ عيش بنه * به زيرِ سايهء رز ، بر كنارِ شادروان [ سعدى ] پايه و بنياد و اساسى كه كعبه را از سه طرف احاطه مىكند ، از جنوب غربى و جنوب شرقى و شمال شرقى . ارتفاع آن شانزده انگشت و پهناى آن يك ارش است . [ دزى ج 1 ص 715 ] چرخ أطلس ؛ كنايه از عرش كه فلك نهم يا فلك الافلاك باشد . [ دهخدا ] روح ؛ جان ، آنچه مايهء زندگى نفسها است . « بو على سينا » گويد : [ خداوند ] مردم را از گرد آمدن سه چيز آفريد : يكى تن كه او را به تازى ، بدن و جسد خوانند و ديگرى جان كه او را روح خوانند و سيّوم روان كه او را نفس خوانند [ رسالهء نبض ] [ تهانوى ] گويد : روح در اصطلاح اطبّا ، بخار لطيفى است كه در قلب به وجود مىآيد و قوّهء زندگى و حسّ و حركت را مىپذيرد . و اين در اصطلاح اطبّا « نفس » ناميده مىشود و ميان آن دو [ روح و نفس ] قلب است كه مدرك كليّات و جزييّات مىباشد و