سيد محمد دامادى
7
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . [ اى رسول گرامى ] قرآن را به نام پروردگارت - كه خداى آفرينندهء عالم است - بر خلق قراءت كن . آن خدايى كه آدمى را از خون بسته بيافريد . بخوان قرآن را و پروردگار تو ، كريمترين كريمان عالم است . آن خدايى كه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت و به آدم آنچه را كه نمىدانست به إلهام تعليم داد . 7 - دعوت پنهان و آشكار دعوت به اسلام در آغاز پنهانى بود . زيرا بيم آن مىرفت كه قوم جاهل در برابر فرهنگ از خود عكس العمل نشان دهد . آنگاه به فرمان خداوند - آشكارا به دعوت پرداخت : « فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين » ( آيهء 94 سورهء 15 الحجر ) [ پس آشكارا كن آنچه را ( بدان ) مأمور شدهيى و روى گردان از شرك آورندگان ] و بخردانه و بىپروا به دعوت گستردهء مردم به عبادت خداى يكتا و ترك باورداشتهاى موروث مردم - از قبيل شرك و كفر و بتپرستى و راز و نياز با بتها - پرداخت . در نتيجهء اين دعوت ، گروهى هدايت يافتند و برخى ديگر در گمراهى و ضلالت افتادند . و از اين رهگذر از جانب قوم جاهل آزار بسيار بر وى رسيد ، به گونهيى كه چون از خانه ، براى گزاردن نماز بيرون مىرفت اذيّت آنها بر وى بيشتر مىشد ولى همواره آزار آنها را تا بدانگاه كه حقّ بر باطل چيره شد - با بردبارى ، تحمّل نمود . 8 - سال پنجم پيامبرى به بعد در اين سال پيامبر ( ص ) به هجرت يارانش به حبشه فرمان داد . در اين مهاجرت ، نخست افرادى كه از نگهدارى وابستگان فارغ البال بودند ، و مسؤوليّت نگاهدارى قبيله و عشيرهء خويش را از شرّ دشمنان نداشتند ، و ده مرد و پنج زن بيش نبودند ، براى حفظ دين خويش ( از شرّ مشركان ) مهاجرت كردند و اين نخستين هجرت ( مسلمانان ) از مكّه بشمار مىرود . اينان پس از سه ماه به مكّه بازگشتند و در اين زمان حمزه عموى پيامبر و عمر بن خطّاب اسلام آوردند . و در اين زمان شمار مسلمانان چهل و نه مرد و يازده زن بود .