سيد محمد دامادى
307
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
اينتْ فصاحت كه زبان بستگى است * اينت شتابى كه در آهستگى است [ نظامى ] شير را از مور صد زخم ، اينت انصافِ جهان * پيل را از پشه صد رنج ، اينت عدلِ روزگار [ جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ] جُرم ز شاگرد و پس عِتاب بر استاد * اينتْ بد استاد از كياى سپاهان [ خاقانى ] جوشن ؛ سلاحى باشد غير زره ، چون زره تمام از حلقه است و جوشن حلقه و تنگه آهن با هم باشد و در عربى زره گويند . ( برهان ) بپوشيد تن را به چرمِ پلنگ * كه جوشن نَبُد آنگه آيينِ جنگ [ فردوسى ] و در معنى مجازى ، كنايه از حافظ و نگاهدارنده است : شما را من از هر بدى جوشنم * بهين ميزبانتان به گيتى منم آنت ؛ به معنى آن تو را . همچنان كه گويند : « آنت ، بس است . » يعنى تو را آن بس است . و به معنى زهى و خهخه كلمهء تحسين است هم گفتهاند [ برهان ] مغفر ؛ زرهى كه زير كلاه خود ، بر سر مىگذاشتهاند . كلاه خود . ج مغافر فكندم كلاهِ گلين از سرش * چنان كز سرِ غازيى ، مِغْفَرى [ منوچهرى دامغانى / 117 ] ايمن ؛ تلفّظ فارسى آمن عربى به معنى : در امن و در امان ، مصون و محفوظ ، بىخوف و بىترس ، ممال آمن كه اسم فاعل است از أمن . و اين استعمال فارسيان است نه تازيان [ آنندراج ]