سيد محمد دامادى

298

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

ستايش ، حمد و ثناء خداى تعالى ، تسبيح ، تهليل ، قراءت قرآن . . . « . . . انديشه كردم كه مروّت نباشد همه در ذكر و تسبيح و من به غفلت ، خفته . » [ گلستان سعدى ] خوردن براى زيستن و ذِكر كردن است * تو معتقد كه زيستن از بهرِ خوردن است [ گلستان سعدى ] دولتِ جاويد يافت هر كه نكونام زيست * كز عقبش ذِكرِ خير ، زنده كند نام را [ سعدى ] تيمارِ غريبان ، سببِ ذكرِ جميل است * جانا مگر اين قاعده در شهرِ شما نيست [ حافظ ، غزل 70 / 6 ص 156 ] گويند ذِكرِ خيرش در خيلِ عشقبازان * هر جا كه نامِ حافظ در انجمن بر آيد [ غزل 229 / 4747 ] چو ذكرِ خير طلب مىكنى ، سخن اين است * كه در بهاىِ سخن ، سيم و زر ، دريغ مدار [ غزل 242 / 7 ص 500 ] تويى آن جوهرِ پاكيزه كه در عالَمِ قدس * ذكرِ خير تو بُود ، حاصلِ تسبيح مَلَك [ غزل 295 / 2 ص 606 ] صد عقده ، زهدِ خشك به كارم فكنده است * ذكرش به خير باد كه تسبيحِ من گسيخت [ صائب ] مزوّر ؛ [ ع ، اسم مفعول ] اسم مفعول از تزوير ، ساختگى ، مصنوعى ، سكّهء قلب و مغشوش ، خطّ مزوّر ، خطّى كه كسى به تقليد از خطّ ديگرى نويسد . هر وعده و هر قول كه كرد اين فلك و گفت * آن وعده خلاف آمد و آن قول مزوّر چون زرِ مزوَّر نگر آن لعلِ بدخشيش * چون چادرِ گازر نگر ، آن بُردِ يَمانيش [ ناصر خسرو ]