سيد محمد دامادى

292

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

دلا طمع مبُر از لطفِ بىنِهايتِ دوست * چو لافِ عشق زدى سر بباز چابك و چُست [ حافظ غزل 24 / 6 ص 64 ] سهو و خطاىِ بنده گرش هست اعتبار * معنىِ لطف و رحمتِ پروردگار چيست ؟ [ غزل 66 / 7 ص 148 ] بندهء پير خراباتم كه لطفش دايم است * ورنه لطفِ شيخ و زاهد ، گاه هست و گاه نيست [ غزل 72 / 10 ص 160 ] نااميدم مكن از سابقهء لطفِ ازل * تو چه دانى ؟ كه پسِ پرده كه خوب است و كه زشت [ غزل 78 / 5 ص 172 ] لطف و عذاب هر دو ز يزدان رسد ولى * لا شك حديثِ لطف ، به از قصهء عذاب [ قاآنى ] عنف ؛ درشتى و سختى ، ضدّ رفق و مدارا : عنف و لطفِ تو به هر وقت خزانست و بهار * خشم و عفوِ تو ، به هر حال سموم است و صباست [ مسعود سعد ] بر عدو ، عُنفِ تو ، سموم بُوَد * بر دلى لطفِ تو ، صبا باشد [ مسعود سعد ] نه خود مىرَوَد هر كه جوياىِ اوست * به عُنفش كَشان مىبَرَد ، لطفِ دوست [ سعدى ] اسيرِ بندِ غمت را به لطف خويش مران * كه گر به عُنف برانى ، كجا رود مغلول ؟ [ سعدى ] ساوه ؛ نام شهر مشهور و معروف در عراق ( عجم ) و گويند درياچه‌يى در آن‌جا بود كه هر سال يك كس را در آن غرق مىكردند تا از سيلان آن ايمن مىبودند و در شب ولادت سرور كاينات آن درياچه خشك شد [ برهان ] شهر نيكويى است در ميان رى و همدان و نزديك وى ، شهر ديگر ، موسوم به آوه