سيد محمد دامادى
288
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
وراىِ لا مكانش ، آشيانست * چه گويم هر چه گويم بيش از آنست [ ناصر خسرو ] محتاج به دانهء زمين نيست * مرغى كه به شاخِ لا مكان رفت [ عطّار ] لا مكانى كه در او نورِ خدا است * ماضى و مستقبل و حالش كجاست [ جلال الدّين محمّد ] مفاد بيت اينست كه در هنگام معراج ، مسند تو ، در آسمان قدس إلهى بر فراز ذروهء لا مكان [ حدّ وجودى كه برتر از مكان است ، عالم عقول و نفوس و غيب الهى ] جاى گرفت مشيمه ؛ پردهيى كه بچه تا هنگامى كه در شكم مادر است ، در آن قرار دارد . اين پرده ، به هنگام تولّد كودك ، با وى بيرون آيد . اندر مشيمهء عَدَم از نطفهء وجود * هر دو مصوّرند ، ولى نامصوّرند [ ناصر خسرو ] پردهء فقرم مشيمه ، دست نطقم قابله * خاكِ شروان مولد و دار الأدب منشاى من [ خاقانى ] حكيم بار خدايى كه صورتِ گلِ خندان * درونِ غنچه ببندد ، چو در مشيمه جنين را [ سعدى ] تركيب « مشيمهء عالم » كنايه از دنياست . عدم ؛ نيستى ، مرگ ، فقدان ، مقابل وجود ، مقابل هستى در اصطلاح فلسفه ، توضيح آن كه براى وجود ، دو اعتبار است : يكى وجود مطلق ديگرى مطلق وجود . هرگاه عدم مقابل مطلق وجود باشد ، مطلق عدم است . و اگر مقابلهء آن به اعتبار وجود مطلق باشد ، عدم المطلق است . مفاد اوّل ، سلب وجود مطلق است . و مفاد دوّم سلب