سيد محمد دامادى

284

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

كفر ظاهر ، خلاص نمىشوند و از اين مرحله كه در گذرند - جهاد اكبر و قهر نفس در پيش است و تا از كفر قلب در گذرند تا به سر منزل ايمان قلبى برسند [ تمهيدات عين القضات ، ص 209 - انتشارات دانشگاه طهران ] امّا كفر ؛ نزد صوفيان ، به معنى پوشيدن كثرت است در وحدت كه تعيّنات موجودات را در بحر احديّت ، فانى سازد . بل‌كه هستى خود را در ذات إلهى محو سازد و به بقاى حق تعالى باقى گشته - عين وحدت شود . در « كشف اللغات » آمده كه كفر حقيقى ، عبارت از فناست . و نيز گفته كه كافر در اصطلاح صوفيّه ، آن را گويند كه از مرتبهء صفات و أسماء و افعال در نگذشته بود و حق تعالى را هستى و تعيّنات و تكثّرات مىپوشد . علاوه مىكنيم كه مقصود انبياء عليهم السّلام ، خاصّه حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و على آله الطّيّبين - رهايى خلق از تقليد و تحقّق آن‌ها به مقام معرفت و وصول به درجهء عين اليقين بوده است و از اين رو در مقام ترجيح - كفرى كه به تحقيق بكشاند را از ايمان كوركورانه و تقليدى و پيروى از مشرب عوام به‌تر دانسته‌اند . [ شرح مثنوى 2 / 633 - 635 ] و در دورهء اخير نيز گاميل فلاماريون [ Nicolas Cammille Flamarion / 1925 - 1842 م ] گاه‌شمار و رياضىدان فرانسوى و صاحب آثار : نجوم عمومى ، اتمسفر ، جهان پيش از پيدايش بشر و . . . گفته است ؛ « كفر تحقيقى برتر از ايمان تقليدى است » « كفر ، مطلق را به خود پوشيدن است * كفر ، حق را خود به خود پوشيدن است تا تو دربندِ خودى ، حق را به خود پوشيده‌يى * با چنين كفرى ز كفر ما ، كجا دارى خبر ؟ « يعنى كسى كه نور از ظلمت ، تفريق نكرد ، همچون مرغى است كه بيضهء خود را فاسد كند . » [ بعضى از تأويلات گلشن راز محمود شبسترى ص 144 ]