سيد محمد دامادى
282
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
( 6 ) اى از نفس تو صبح زاده . . . يعنى صبح روشن از نفس و دعاى تو زاده ، و آه و زارى تو ، هنگام صبح ، در آسمان را براى اجابت دعا گشاده است . فضول ؛ ياوهگو ، باقى مانده از مال زايد بر حاجت ، فضول در فارسى به معنى فضولى [ آن كه بىجهت در كار ديگران مداخله كند ] در عربى به كار رود . در فارسى فضول به معنى ياوهگو و فضولى را به معنى ياوهگويى به كار مىبرند . ولى در زبان عربى فضول : ياوهگويى و فضولى : ياوهگو است [ معين ] دل پر ز فضول و زَنْد بر لب * زردشت ، چنين نوشت در زند [ ناصر خسرو ] پر فضولست سرت ، هيچ نخواهى شب و روز * كه نو اين را بستانى و كهن آن بدهى [ ديوان ناصر خسرو ص 464 ] بىهيچ خير و فضل ، همه سر پر از فضول * همچون زمينِ شورهء بىكشت و بىنمى [ ناصر خسرو ] تو فضول از ميانه بيرون بر * گوشِ خر در خور است با سرِ خر [ سنايى ] آستينِ فضول مىافشانْد * كه ز ايمان بر او طراز نداشت [ خاقانى ] مرا امرِ معروف ، دامن گرفت * فضول آتشى گشت و در من گرفت [ سعدى ] دورانِ دهر عاقبتم سر سپيد كرد * وز سر به در نمىرَوَدَم همچنان فضول [ سعدى ] مرا به رندى و عشق آن فضول عيب كند * كه اعتراض بر اسرارِ علمِ غيب كند [ حافظ غزل 183 / 1 ص 382 ]