سيد محمد دامادى
272
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
گر همه كس ز منع بگريزد * منم آن كز عطا گريختهام نيازِ عطا داشتم تا به اكنون * نيازم نماند ، از عطا مىگريزم [ خاقانى ] كريمانه بخشى و منّت نخواهى * عطاىِ كريمان بود غير ممنون [ سوزنى ] هم عجم ، هم روم و هم ترك و عَرَب * مانده از جود و عطايش در عجب [ جلال الدّين محمّد بلخى ] گرما مقصّريم تو درياىِ رحمتى * جرمى كه مىرود به اميدِ عطاىِ تُست عطاىِ بزرگانِ ايران زمين * دو تا باركَ اللَّه ! يكى آفرين ! عطاىِ بزرگان ، چو ابرِ بهار * بجايى ببارد كه نايد به كار [ لغت نامهء دهخدا ] شَهْپَر ؛ [ اسم مركّب ] مخفّف شاه پر ، پر اوّلين بال جانوران پرنده را گويند . [ برهان قاطع ] ببريده در آشيانِ تقديس * وصفِ تو ز جبرئيل شهپر [ ناصر خسرو ] نسرِ طاير بِيَفكَنَد شهپر * كه پَرَشْ بر سهامِ او زيبد [ خاقانى ] دهليزدار ملك إلهى است صحنِ او * فرّاش جبرئيلش و جاروب ، شهپرش مىبُريد از منازل فلكى * شاهراهى به شهپر مَلَكى [ نظامى ] بارگى از شهپرِ جبريل ساخت * بادزن از بالِ سرافيل ساخت