سيد محمد دامادى
258
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
پرنيان ؛ حرير و ديباى چينى منقّش در نهايت لطافت و نزاكت را گويند . [ برهان قاطع ] در اين بيت اشاره به معجزهء شق القمر شده است . يعنى به اشارت انگشت تو ، ماه جامهء حرير خود را چاك زد و شق القمر بر همه كس آشكارا شد و اشاره است به آيهء شريفه : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ( القمر ، آيهء 1 ) كه به عقيدهء اكثر مفسّرين ناظر است به معجزهء شكافتن قمر بر دست حضرت رسول ( ص ) و به گفتهء برخى شقّ قمر از علائم قيامت است و پس ازين روى خواهد داد و چون مستقبل محقّق الوقوع است بنابر عادت عرب از آن ، به صيغهء ماضى تعبير شده است و صوفيان قمر را به قلب پيغمبر ( ص ) تأويل مىكنند و بنابر آن ، دو نيمه شدن آن ، كنايت است از استواى حالت قلبى وى در وجههء كثرت و وحدت ، و قيامت ظهور اوست به اعتبار آن كه سلسلهء نبوّت و رسالت به دو ختم شده است چنان كه امتداد زمان به قيامت منتهى مىگردد و جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق اين بيت را مانند شاهدى آورده است بر اثبات تأثير مردان خدا در أجرام سماوى [ براى اطّلاع از عقايد مفسّرين جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 192 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 7 ، ص 779 ، لطائف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهء عكسى ، بيان السّعادة ، چاپ ايران ، ج 2 ، ص 247 ] رايت ؛ ج رايات - علامت ، بيرق . درفش ، لوا ، علم خرد ( زمخشرى ) علم لشكر ( آنندراج ) آن نشانهيى كه نصب شود تا مردم آن را ببينند و اصل آن رأيت بوده است كه همزه به الف بدل شده است : [ المنجد ، اقرب الموارد ] سوىِ رايتِ او بيفكند چشم * بر آشفت چون شيرِ غرّان بخشم [ فردوسى ] اى سپاهت را سپاهان رايتت را رى مكان * اى زايران تا به توران ، بندگانت را وثاق [ « منوچهرى ] چو رايتِ شهِ منصور از سپاهان زود * بسيجِ حضرتِ معمور كرد بر هنجار [ ابو حنيفهء اسكافى ( از قصيدهء مندرج در تاريخ بيهقى ) ]