سيد محمد دامادى

مقدمه 17

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

نقدِ عمرِ تو بُرد خاقانى * دهرِ نو كيسهء كهن بازار چون بهين مايه‌ات ز دست برفت * هر چه سود آيدت ، زيان پندار - با توجّه به مقطع غزل سعدى در « بدايع » : سعد يا حبِّ وطن ، گر چه حديثى است صحيح * نتوان مُرد به سختى كه من اينجا زادم * * * كه مطلع آن : من از آن روز كه در بندِ توام آزادم * پادشاهم كه به دستِ تو اسير افتادم * * * است . [ غزليات سعدى صص 347 - 348 به تصحيح حبيب يغمايى ، تهران 1361 ش ] و طولُ مُقامِ المَرْءِ في مُسْتَقرِّه * يُغَيِّرُهُ ريحاً و لَوْناً وَ مَطْعَماً [ للبستى ، زهر الآدب 1 / 282 ] - ديوان كليم ص 223 - در راهِ ما شكسته دلى مىخرند و بس * بازارِ خود فروشى از آن سوى ديگر است [ حافظ ، غزل 40 / 6 ص 96 طبع خانلرى ] * * * و « سعدى » در غزلى از « طيّبات » گفته است : رفتيم اگر ملول شدى از نشستِ ما * فرماى خدمتى كه بر آيد ز دستِ ما . . . با چون خودى در افكن اگر پنجه مىكنى * ما خود شكسته‌ايم چه باشد شكستِ ما [ غزليّات سعدى صص 130 و 131 ] * * * - مصراع دوم مقطع غزلى از « سعدى » در « طيّبات » اوست به مطلع : وقتى دلِ سودايى ، مىرفت به بستان‌ها * بىخويشتنم كردى ، بوىِ گل و ريحان‌ها [ غزليّات سعدى صص 85 و 86 ] گويند مگو سعدى چندين سخن از عشقش . . .