سيد محمد دامادى

223

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

زراعت هر كس بررسى شود تا آن كس كه در عمران كوشيده ، مورد لطف قرار گيرد و كسانى كه تقصير ورزيده‌اند - مؤاخذه شوند . زمين‌هاى واگذارى ، قابل فروش و بخشش نبود . در صورت فوت كسى براى تفويض حصّهء او به ديگران ، صورت‌هاى مختلف پيش‌بينى شده بود . زيادت طلبان و كسانى كه حساب عايدى خود را درست عرضه نمىكردند و نيز ديگر تخلّف‌كنندگان ، مجازات مىشدند . مقصود از صدور اين فرمان از يك طرف ، چشم و دل لشكر را سير كردن بود و بىنياز كردنشان از حواله‌هاى خزانه و مصون داشتن مردم از تعدّيات ايشان ، و از طرف ديگر ، تشويق به كشاورزى و زراعت و آباد كردن نواحى مملكت [ تاريخ مبارك غازانى 2 / 300 - 309 ] اقطاع دادن به لشكريان ، دست غازان را براى اصلاحاتى در امور سپاه مغول و تازيك گشود . پادگان‌هايى در جاهاى مختلف ، ايجاد كرد تا موقع ضرورت ، محتاج لشكر خواستن از نواحى دور دست نباشد . در سر حدّات ، قوايى مستقرّ نمود و همه را جامگى و اقطاع داد . برخى از افراد مغول ، فرزندان ديگر خانواده‌ها را به اسيرى مىگرفتند و مىفروختند يا از بىچيزى ، فرزندان خود را به فروش مىرساندند . غازان از سر غيرت ، دستور داد اينان را بخرند و قريب يك تومان [ ده هزار نفر ] شدند و لشكرى خاص از ايشان بوجود آمد . [ تاريخ مبارك غازانى 2 / 310 - 312 - مرحوم غلامحسين يوسفى - انعكاس اوضاع اجتماعى در آثار رشيد الدّين فضل اللّه - رسم اقطاع - برگ‌هايى در آغوش باد ، صص 760 - 762 ] و در تركى به اقطاع ، « تيول » گفته‌اند . مرحوم مجتبى مينوى را نيز در تفسير اين لغت مقالتى دقيق است [ ر ك سيرت جلال الدّين مينكبرنى صص 306 - 308 ] و دربارهء تاريخ و تحوّلات اقطاع در ايران رجوع شود به ترجمهء « مالك و زارع در ايران » [ ص 121 تا 162 ] و فصول بعد آن ، و ترجمهء « كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران در عهد مغول » صص 45 - 66 در كتاب « ناصر خسرو و اسماعيليان » ( ص 34 تا 41 ) مقالهء مستقلّى دربارهء « اقطاع » هست . در سفرنامهء [ پولاك ] مىخوانيم : [ « تيول » از أملاك سلطنتى است كه به جاى آن كه به اشخاص ، حقوق نقدى مباشرت بپردازند ، حقّ استفاده از تيول را به آن‌ها واگذار مىكنند . مىتوان پذيرفت كه سودجويان به هيچ وجه پرواى نگاهدارى و اصلاح ملك را ندارند و حتّى تمام همّ و غم