سيد محمد دامادى

204

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

ممكن است كلمهء « پرچم » را مجازا به علاقهء ملازمنت يا جزء و كلّ در معنى رايت و علم نيز استعمال كنند . امّا أصل معنى ، همانست كه گفته شد . [ صناعات ادبى ، مرحوم همايى ص 243 ] زلفِ خاتونِ ظفر شيفتهء پرچمِ تست * ديدهء فتحِ أبد عاشقِ جولانِ تو باد [ حافظ 104 / 2 ] جبريل ؛ فرشتهء مقرّب و معروف كه او را « روح القدس » گويند و مأمور ابلاغ وحى از جانب خدا براى پيغمبران است . آستان ؛ بر وزن آسمان : كفش كن و ميان در خانه باشد و آن را « آستانه » هم گويند . [ برهان قاطع ] ما را بر آستانِ تو بس حقِّ خدمت است * اى خواجه باز بين به ترحّم غلام را حافظ [ 7 / 7 ] از آستانِ پيرِ مغان سر چرا كشم * دولت در اين سر او گشايش درين در است [ 40 / 4 ] سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرتِ دوست * كه هر چه بر سرِ ما مىرود ارادتِ اوست [ 57 / 1 ] بر آستانِ ميكده خون مىخورم مدام * روزىِّ ما ز خوانِ كَرَم اين نواله بود [ 209 / 5 ] افلاك ؛ ج فلك . چرخ‌ها ، سپهرها ، آسمان‌ها : « فرهنگ معين » فلك ؛ كره‌يى كه حركتش ذاتى و دورانى است ، منطقهء هر كره را نيز ، فلك مىنامند . و به عقيدهء حكما ، فلك ، جسمى است بسيط كه از عناصر تركيب نشده و قابل خرق و التيام نيست . فلك را « جرم ابداعى » نيز مىگويند . [ كشّاف اصطلاحات الفنون ، ذيل فلك ]