سيد محمد دامادى

179

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

و « نزارى قهستانى » در « دستور نامه » سروده است : چو از خويشتن باز پرداختى * مكان سِدرة المُنْتَهى ساختى و « سعدى » در « بوستان » [ باب ششم / قناعت ، ص 166 چاپ فروغى ] گفته است : . . . گرش دام از چنگِ شهوت رها * كنى ، رفت تا سِدرة المُنتَها أما در چگونگى معراج پيغمبر ( ص ) ( از حيث روحانى يا جسمانى بودن ) و زمان و عدد آن اختلافاتى است زياد به طورى كه از حيث عدد تا صد و بيست مرتبه نقل شده ، از حيث زمان هم شب دوشنبه از سال پنجم بعثت گفته شده ، سال نهم نيز قايل شده‌اند . ماه شوّال از سال يازدهم و 27 ربيع الأول و 27 رجب و 17 رمضان از سال 12 بعثت نيز هر كدام گفته و نوشته شده است . « دشتكى » در كتاب « روضة الأحباب » اين عبارت را گفته است : « اكثر علماء بر آنند كه معراج ، در ماه ربيع الأوّل از سال دوازدهم واقع شده است . » « مجلسى » در « بحار » از كتاب « المنتقى » تأليف كازرونى اين مضمون را نقل كرده است : و اقدى گفته است : إسراء « معراج » در شب شنبه 17 ماه رمضان از سال دوازدهم بعثت كه هيجده ماه تا زمان هجرت فاصله داشته ، واقع شده و گفته شده است شب 17 ماه ربيع الأوّل يكسال پيش از هجرت ، در شعب أبى طالب [ از سال ششم يا هفتم بعثت ، پيغمبر ( ص ) با تمام بنى هاشم و بنى مطّلب « 1 » مدّت دو يا سه يا چهار سال در شعب أبى طالب ، محصور بودند و أبو طالب با كمال جدّ و مهربانى از آن حضرت نگهبانى و پشتيبانى مىكرد ] اين موضوع رخ داده و گفته شده كه 27 رجب بوده ، و گفته شده است كه در سال پنجاه و

--> ( 1 ) - مطّلب برادر هاشم و هر دو ، با عبد شمس پسران عبد مناف مىباشند از يك مادر ، و نوفل بن عبد مناف هم برادر ايشان است ليكن از مادرى ديگر . عبد المطّلب بن هاشم كه نامش شيبه بود ، به مناسبت اين كه پس از فوت پدرش هاشم ، عمّش مطّلب او را از مدينه آورده بوده است ، قريش او را « عبد المطّلب » مىخواندند .