سيد محمد دامادى
151
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
بردار پس آنگه گهر افشان سرِ خامه * اين واقعه را زود نما نقش به نامه در مُلكِ عجم بفرست با پرَّ حمامه * تا جمله ز سر گيرند دستار و عمامه جوشند چو بلبل به چمن كبك به كهسار * بنويس يكى نامه به شاپورِ ( ذو الأكتاف ) كز اين عَرَبان دست مَبُر ، نايژه مشكاف * هشدار كه سلطانِ عرب ، داورِ انصاف گسترده به پهناىِ زمين دامنِ ألطاف * بگرفته همه دهر زقاف اندر تا قاف اينك بدَرَدْ خشمش پشت و جگر و ناف * آن را كه دَرَدْ نامهاش از عُجب و ز پندار با ( ابرهه ) گو خير بتعجيل نيايد * كارى كه تو مىخواهى از فيل نيايد رو تا به سرت جَيشِ أَبابيل نيايد * بر فرقِ تو و قومِ تو سجّيل نيايد تا دشمنِ تو مَهْبِط جبريل نيايد * تا كيدِ تو در مورد تضليل نيايد تا صاحبِ خانه نرسانَدْ به تو آزار * زنهار بترس از غضبِ صاحبِ خانه بسپار به زودى شترِ سبط ( كنانه ) * برگرد از اين راه و مجو عذر و بهانه بنويس به ( نجاشى ) اوضاعِ نشانه * آگاه كُنشْ از بدِ أطْوارِ زمانه وز طيرِ ( ابابيل ) يكى بر به نشانه * كانجا شَوَدَش صدقِ كلامِ تو پديدار ( بو قحف ) چرا چوب زند بر سرِ اشتر * كاشتر بسجود آمده با ناز و تَبَخْتُرْ افواجِ مَلَك را نگر ، اى خواجه بهادر * كز بال همى لعل فشانند و زِ لب دُر وز عدّتشان سطح زمين يكسره شد پر * چيزى كه عيانست چه حاجت به تفكّر آن را كه خبر نيست فگار است ز افگار * زى كشورِ ( قسطنطين ) يك راه بپوييد وز طاقِ ( أياصوفيه ) آثار بجوييد * با ( پطرك ) و مطران و به قسيس بگوييد كز نامهء ( انگليون ) اوراق بشوييد * مانندِ گيا بر سرِ هر خاك مروييد وز باغِ نبوّت گلِ توحيد ببوييد * چونان كه ببوييد ( مسيحا ) به سرِ دار اين است كه ساسان به ( دساتير ) خبر داد * ( جاماسب ) به روزِ سومِ تير خبر داد