سيد محمد دامادى
149
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
ميدانِ ازل نديده بارى * بر پشتِ فلك چنو سوارى آن شب كه سپهرش آفرين كرد * كاحسنت سوارِ آسمان گرد بر قمّهء قبّهء فَلَك رفت * تا قلّهء قبلهء ملك رفت . . . [ تحفة العراقين ص 73 ] تا آنجا كه در صفت راه معراج ، منظومه را ادامه مىدهد و مىگويد : احمد به چنين بُراقِ ميمون * زين دار الحرب راند بيرون ز اقليمِ حدوث بر گرفته * راهِ ملكوت بر گرفته بىپرده در آن منازلِ نور * با معتكفانِ بيتِ معمور آموخته عصمت ، أنبيا را * آميخته شربت ، أصفيا را بگذشته ز هفت ششدرِ تنگ * زندانِ سه بُعد و صحن دو رنگ [ تحفة العراقين / 76 ] علاوه بر آن در قصيدهيى كه به نام « حرز الحجاز » در نود و يك بيت و در كعبه انشاد كرده است و با اين مطلع آغاز مىشود : شبروان چون رخِ صبح آينه سيما بينند * كعبه را چهره در آن آينه پيدا بينند . به ستايش از پيغمبر اكرم ( ص ) پرداخته است . در قصيدهيى ديگر نيز كه در مدح كعبه سروده است ، به مطلع : مقصد اينجاست نداىِ طلب اينجا شنوند * بختيان را زَجَرس صبحدم آوا شنوند حسن تخلّص به نعت حضرت پيغامبر ( ص ) جسته است . و در طىّ قصيدتى ديگر در ستايش پيامبر گويد : از خشكسالِ حادثه در مصطفى گريز * كاينك به فتحِ باب ضمان كرد مصطفى