سيد محمد دامادى
133
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
رفق كن در همه كارى ، كه پشيمان نشود * هر كه او رفق كند ، رفق عظيم آسانست تو به هر بَهْرِه كه يا بى بدرستى بمناز * حرق « 1 » هدم آمد و رفقست كه چون بنيانست نيكويى كن اگرت قدرت و امكان باشد * كه همه وقت نه آن قدرت و آن امكانست زينتِ مردِ خردمند به فضلست و كرم * زينتِ باغ و بساتين به گل و ريحانست آب رو را تو نگهدار ، مَدَر پردهء خود * كابرو بهتر از آن هر چه به عالَم نانست تازه رو باش چو بينى تو عدو را ، زيراك * پژمُرَد خصم چو بيند كه لبت خندانست ترك كن كاهلى اندر رهِ خيرات كه نيست * نيك بخت آن كه به خيرات درو كسلانست « 2 » گر بُوَد سايه ز طوبيش بود بىسايه * مدح كز تقوى ، و زدين و خِرَدْ ، عريانست مردمان يار كسىاند كه دولت برِ اوست * دولتش چون بسر آمد ، سخنش هذيانست باقلست « 3 » أر به مثل ، مال ندارد ، سحبان * ور بُوَدْ باقل با مال به از سَحْبَانست « 4 » راز در سينهء غمّاز ، وديعت بِمَنِهْ * زانك راز است بره ، راعىِ تو سِرحانست « 5 » تو مپندار كه يك خُلق بود خلقانرا * نى ، كه خوى و صفتِ خَلقِ جهان ، ألوانست
--> ( 1 ) - حرق بالفتح : سوختن ، هدم : بالفتح ويرانى ( 2 ) - كسلان بالفتح : سست ، كاهل ( 3 ) - باقل - الايادى عربى : جاهلى و مردى بود از ربيعه كه گويند آهويى خريد به يازده درهم و در بغل گرفت كسى از بهاى خريد آن پرسيد ، او دستها از هم گشود و انگشتان بگشاد و زبان از دهان بيرون كرد تا بنمايد كه يازده درهم خريده است ، آهو درين هنگام فرار كرد . از آن زمان اين مرد در حماقت و بله مثل شده است ، مردى كه در عجز از سخن گفتن به او مثل زنند . ( 4 ) - سحبان : ابن زفر بن اياس وائلى : خطيب مشهور عرب ، كه مثل در فصاحت است . گويند وى در برابر معاويه ساعتها به سخن گفتن پرداخت و معاويه خطاب به وى گفت : أنت أخطب العرب : تو سخنورترين فرد از قوم عرب هستى ، و سحبان افزود : و العجم و الجنّ و الإنس : و سخنورترين غير عرب و جنّ و إنس ، [ متوفّى 674 م ] ( 5 ) - سرحان بالكسر : گرگ