سيد محمد دامادى

129

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

يافت و تا پايان عمر و حدود هشتاد سالگى - از شغل ديوانى كناره گرفت و بقيهء عمر را در عزلت بسر برد . - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 87 عنصرى ؛ أبو القاسم حسن بن احمد عنصرى بلخى ، سرآمد سخنوران پارسى دربار محمود و مسعود غزنوى و از شهر بلخ و به مال و نعمت بسيار در ميان شاعران بعد از خود مشهور بود وفات او را به سال 431 ه ق نوشته‌اند . به جز ديوان شعر ، منظومه‌هايى به نام شادبهر و عين الحيات - وامق و عذرا - خنگ بت و سرخ بت نيز به وى نسبت داده‌اند . علاوه بر « جمال الدّين محمّد » شاعران دوره‌هاى بعد نيز ، نام او را در اشعار خويش آورده‌اند : گر فرّخى بمرد ، چرا عنصرى نمرد * پيرى بماند دير و جوانى برفت زود [ لبيبى ] اوستادِ اوستادانِ زمانه عنصرى * عنصرش بىعيب و دل بىغش و دينش بىفَتن [ منوچهرى ] اى حجَّتِ زمينِ خراسان به شعرِ زهد * جز طبعِ عنصريت نشايد به خادمى [ ناصر خسرو ] بخوان هر دو ديوانِ من تا ببينى * يكى گشته با عنصرى ، بُحترى را [ ناصر خسرو ] بر طرزِ عنصرى رود و خصمِ عنصرى است * كاندر قصيده‌هاش زند طعنه‌هاىِ چُست [ خاقانى ]