سيد محمد دامادى
99
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
چو گردون ، سفله پرور گشت و خس طبع * خس و سفله ، توانى بود ؟ حاشا ( 134 ) 9 - عقيدهء جمال الدّين دربارهء قيامت جمال الدّين از معتقدان جدّى به قيامت و مؤمن بر كيفر و مكافات است و در فقرات متعدّد از اشعارش اين اعتقاد آشكار است . علاوه بر قصيدهيى مستقّل و طولانى كه در توصيف قيامت و حشر و نشر دارد و به اين مطلع آغاز گردد : چون در نَوَرْدَدْ فرّاش امرِ كن فيكون * سراى پردهء سيماب رنگِ آينه گون ( 135 ) در قصيدهيى ديگر كه در حكمت و موعظه سروده است ، تأكيد او را بر مسألهء قيامت و لزوم توجّه به تقوا و طاعت به منظور تحصيل توشهء آخرت ، - چنين مىخوانيم : الرّحيل ، اى خفتگان ، كاينك صداىِ نفخِ صور * رخت بر بنديد ازين منزلگه دار الغرور هين كه موقوف تواند ، ارواحِ جمعِ انبيا * هين كه محبوسِ تواند ، أشباحِ أصحابِ قبور هم ز طاعت بدرقه يابد ، كه هست اين ره مخوف * هم ز تقوا توشه بايد ، كاين مسافت هست دور ( 136 ) و در طىّ همين قصيده است كه مىگويد : از مَنَتْ باور نمىآيد ، حديثِ حشر و نشر * بو كه باور گرددت چون بشنوى از نفخ صور از تو دايم ظلم و از من عجز و آنگه سر به سر * هزل باشد آفرينش ، گر نباشد مان نشور ( 137 ) جمال ، سخت در انتظار قيامت و نفخ صور است : باش تا آرام گيرد عاقبت * جنبشِ اين گنبدِ خضراىِ او تا زنفخِ صور آخر بشكفد * گنبدِ نيلوفرِ درواىِ او ( 138 ) و براستى اگر ايمان استوار جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق به مبداء و معاد و استظهار به ألطاف إلهى نمىبود براى او كه در روزگار زندگانى همواره تماشاگر