سيد محمد دامادى
74
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
انديشهء دل ، دراز مىبينم * بر دل ، درِ درد باز مىبينم ( 18 ) منم آنكس كه عقل را جانم * منم آن كس كه روح را مانم ( 19 ) علاوه بر قصايد ، او تركيببندهايى نيز در شكايت از روزگار سروده است : بنگريد اين چرخ و استيلاىِ او * بنگريد اين دهر و اين أبناىِ او ( 20 ) نالم همى و سود نبينم ز نالهام * فرياد من نمىرسد اين اشك و ژالهام ( 21 ) بازم ز دَوْرِ چرخ ، جگر خون همى شود * كارم ز روزگار ، دگرگون همى شود ( 22 ) با وجود اين اوصاف ، روش مختار وى را در قبال زندگانى ، شايد از ملاحظهء اين شعر او به خوبى بتوان دريافت : بِزَغْمِ حاسد و بدخواه ، پيشِ دشمن و دوست * چو صبح خنده زَنَم ، خندههاى خونآلود ! 3 - انعكاس اوضاع عمومى اصفهان در اشعار « جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق » اگر بپذيريم كه زندگانى معنوى و رشد و تحوّل فكر هر شاعر ، حاصل حوادث و وقايعى است كه در ايّام زندگانى با آنها مواجه گرديده است و در رشد انديشه و سير عقيدهء او اثر بر جاى نهاده است ، از برخى اشعار جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق چنين بر مىآيد كه مقارن ايّام حيات او در قرن ششم ، مجاعت هولناك و قحطى وحشتناكى گريبانگير مردم اصفهان گرديده است . او در ضمن قصيدهيى كه آيينهء روحيّات و كيفيّت زندگى مردم در عصر شاعر نيز هست - از عادتهاى زشت و رسمهاى نامناسب مردم اصفهان انتقاد بليغى كرده است . آنچه را نامناسب ديده است به مردم يادآور گرديده و عيب و نقصهايى را كه مايهء تيرهبختى مردم اصفهان شده است ، بصراحت تمام ياد كرده است :