الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

96

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

عمويم است ، جعفر مىگفت : من نگهدارى مىكنم زيرا هم دختر عمويم است و هم خاله‌اش ( اسماء بنت عميس ) همسر من است ، زيد مىگفت : من نگهدارى مىكنم زيرا دختر برادرم است . پيامبر ( ص ) در بين آنها چنين قضاوت كرد ، فرمود : « نگهدارى او با جعفر باشد ، زيرا همسر جعفر خالهء او است ، و خاله همچون مادر است » . عباس بن عبد المطّلب كنيهء او ابو الفضل بود ، او اندامى چاق و زيبا و چهره‌اى جاذب و سفيد داشت ، قامتش معتدل بود و در دو طرف سرش دو گيسو داشت ، و به نقل بعضى ، قامتش دراز بود . جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكند : هنگامى كه عباس در جنگ بدر به اسارت سپاه اسلام در آمد ، براى پوشاندن بدن او هيچ پيراهن رسا و مناسب نبود ، جز پيراهن عبد اللّه بن ابى سلول ، همان پيراهن را در تن او كردند ، هنگامى كه عبد اللّه از دنيا رفت پيامبر ( ص ) پيراهن خود را به بدن او پوشانيد ، و آب دهان خود را به آن پيراهن ماليد ، ابو سفيان گفت : پيامبر ( ص ) پيراهن خود را به عبد اللّه پوشانيد تا عمل نيك او را ( كه پيراهنش را به عباس داد ) جبران كرده باشد . عباس سه سال قبل از عام الفيل به دنيا آمد ( سه سال قبل از ولادت پيامبر ) . نقل شده : شخصى از عباس پرسيد : تو بزرگتر هستى يا پيامبر ( ص ) ؟ ، او رعايت ادب كرده و در جواب چنين گفت : « پيامبر ( ص ) از من بزرگتر است ، ولى من قبل از او متولد شده‌ام » . عباس كوچكترين نفر از فرزندان عبد المطّلب بود ، و در زمان جاهليت رئيس قبيله قريش به حساب مىآمد .