الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
76
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
است » ( يوسف - 92 ) . از آن پس ، پيامبر ( ص ) او را بسيار دوست مىداشت و به او مژده بهشت داد . ابو سفيان در مورد شركت خود در فتح مكّه و جنگ حنين ( كه در سال هفتم در سرزمين حنين بين مكه و طائف واقع شد ) مىگويد : در فتح مكّه و جنگ حنين در سپاه اسلام بودم ، وقتى كه در سرزمين حنين با دشمن روبرو شديم ، دل به درياى بلا زدم و چنان با شمشير برهنه جنگيدم كه خدا گواه است قصدم جنگيدن تا سر حدّ مرگ در راه پيامبر ( ص ) بود ، پيامبر ( ص ) متوجّه من بود ، ( عمويم ) عباس به پيامبر ( ص ) عرض كرد : اين برادر و پسر عمويت ابو سفيان است ، از او راضى باش ، پيامبر ( ص ) فرمود : « خداوند همهء مخالفتهاى او را كه نسبت به من نموده بخشيد » . مقاومت سخت ابو سفيان در كتاب ذخيرة العقبى آمده : ابو سفيان بن حارث از افرادى بود كه در جنگ حنين همراه پيامبر ( ص ) ، ثابت و استوار ماند و فرار نكرد و از ركاب رسولخدا ( ص ) جدا نشد ، تا آن هنگام كه مسلمين فرارى بازگشتند . ابو سفيان ، شبيه رسولخدا ( ص ) بود ، و مىگويند : آنان كه شباهت به رسول خدا ( ص ) داشتند هفت نفر بودند كه عبارتند از : 1 - حسن بن على عليه السلام 2 - جعفر بن ابى طالب 3 - قثم بن عباس 4 - ابو سفيان بن حرث 5 - سايب بن عبيد ( نوهء عبد المطّلب ) 6 - عبد اللّه بن جعفر 7 - عبد اللّه بن نوفل بن حارث . ابو سفيان در زمان خلافت عمر ، در سال 20 هجرى در مدينه در گذشت ، عمر بر جنازهاش نماز خواند ، و در بقيع به خاك سپرده شد ، و به نقل بعضى در خانهء عقيل بن ابيطالب دفن گرديد . ابو سفيان سه روز قبل از مرگش ، با دست خود قبر خود را حفر و آماده كرد ، و علّت مرگش اين بود كه غدّهاى در سر داشت ، سلمانى كه سرش را مىتراشيد ، آن