الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
51
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
مؤلّف كتاب « ازهار بستان النّاظرين » مىگويد : ثويبه كنيز آزاد شده ابو لهب بود ، ابو لهب هنگامى كه مژدهء ولادت محمد ( ص ) را از ثويبه شنيد ، به خاطر اين مژده ، او را آزاد كرد . ثويبه بعدها هر زمان به حضور رسولخدا ( ص ) مىرسيد ، پيامبر ( ص ) به ياد محبتهاى او مىافتاد و به او احترام مىكرد و مقدم او را گرامى مىداشت ، خديجه همسر پيامبر ( ص ) نيز به او احترام و محبت مىكرد . حتّى رسولخدا ( ص ) در مدينه براى او لباس و هديههاى ديگر مىفرستاد ، و او همچنان از محبتهاى پيامبر ( ص ) برخوردار بود تا اينكه بعد از فتح خيبر ( در سال هفتم هجرت ) از دنيا رفت . و در كتاب « سيرهء مغلطاى » آمده : او در سال هفتم هجرت وفات كرد ، خبر فوت او به پيامبر ( ص ) رسيد ، پيامبر ( ص ) پرسيد : پسرش « مسروح » كجاست ؟ ، گفته شد او نيز از دنيا رفته است ، پرسيد : خويشان او چه مىكنند ؟ گفته شد : كسى از خويشان او بجاى نمانده است . بهر حال ، ثويبه قبل از رسولخدا ( ص ) مدتى حضرت حمزه ( ع ) عموى پيامبر ( ص ) را شير داد ، و بعد از پيامبر ( ص ) مدّتى ابو سلمة بن عبد الاسد مخزومى را شير داد . * * * يك داستان جالب جالب اينكه : وقتى كه ابو لهب از دنيا رفت ، برادرش عبّاس بعد از يكسال او را در خواب ديد و پرسيد : حالت چطور است ؟ ابو لهب گفت : « در آتش دوزخ هستم ، ولى در هر شب دوشنبه ( يا در هر شب دو بار ) بر عذاب من تخفيف داده مىشود و از بين دو انگشت ( شست و اشاره ) دستم آب ميمكم ، و اين تخفيف به خاطر آنست كه ثويبه را به مژدگانى اينكه به من بشارت تولّد محمّد ( ص ) را داد ، آزاد كردم ، و او آنحضرت را شير داد » .