الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

4

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

مردم و روح جامعه است ، بنابراين به تمام معنى خودى ، و خير خواه شما است و در هيچ امرى نسبت به شما بيگانه نيست ، بلكه به اصطلاح جون جونى و همخون شما است ( من انفسكم ) . 2 - چون او از درون جامعه شما برخاسته ، به دردهاى مختلف شما آگاهى كامل دارد ، و شريك ناراحتىها و غم‌هاى شما است ، و رنج‌هاى شما را با تمام وجود احساس مىكند ، و اين رنج‌ها براى او بسيار سخت است ، از اين رو در دفع و رفع آنها تلاش بى دريغ دارد . ( عزيز عليه ما عنتّم ) . 3 - او علاقهء شديد در حد حرص ، به هدايت شما دارد ، و شب و روز براى روشن كردن چراغ هدايت در پيش روى شما مىكوشد ، بنابراين او عاشق و شيداى شكوفايى و رشد و پاك سازى و به سازى جامعه است ، و در اين راستا دلسوزى را به حدى رسانده كه از جان عزيزش مايه مىگذارد . ( حريص عليكم ) . 4 - او نسبت به همهء مؤمنان از شرق و غرب جهان ، پر محبت و مهربان است ، بنابراين در راه هدايت و نجات شما ، هر گونه فشار و رنج‌ها را تحمل مىكند ، و هرگز در اين راستا بى تفاوت نيست ، هم پر محبت است ( رءوف ) و هم مهربان و مهرورز مىباشد ( رحيم ) . نتيجه اين كه او پيامبر اعظم و مهربان است ، : سرور انبياء ، و منجى عالم بشريت از هر گونه نامردمىها و زشتىها است . با كمال تأسّف دشمنان عنود و كج انديش و مغرض ، آن همه آثار مهرورزى او را ناديده گرفته ، چشم بسته آن حضرت را به عنوان انسان خشن معرفى مىكنند ، با اينكه او سراسر مهر و رأفت و رحمت بوده و هست ، و اگر در مواردى خشونتى داشته ، در برابر معاندين ضد بشر بوده كه بر سر راه او به كار شكنى پرداخته و دست انداز ايجاد مىكردند ، و مانع تحقق عدالت و اخلاق اسلامى مىشدند . او به قدرى مهربان بود كه در جنگ احد كه عمويش حضرت حمزه عليه السّلام و عده‌اى از برترين يارانش شهيد شدند ، و خودش سراپا مجروح شد ، به او گفتند : « دشمن را