الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
36
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
وقتى كه خوب شد و سوار بر شتر گرديد ، براى شتر حداء مىخواند . و بعضى گفتهاند : دست غلامش شكست ، صدايش را بلند كرد ، شترها از صداى او به گرد او جمع شدند ، آنگاه مضرّ آواز حداء را براى شتران رسم كرد ، و بعدا مردم صداهاى مخصوص ديگر بر آن افزودند . روايت شده كه پيامبر ( ص ) : مضر را به نيكى ياد كرد و او را تمجيد نمود . « 1 » 19 - نزار جدّ هيجدهم پيامبر ( ص ) نزار ( بر وزن ريال ) در اصل به معنى اندك است و از اين رو جدّ هيجدهم پيامبر ( ص ) به اين نام ناميده شد كه پدرش هنگامى كه به چهرهء او پس از تولّد ، نگاه كرد نورى بين دو چشم او مشاهده نمود ، كه نشانهء نور پيامبر اسلام ( ص ) بود ، پدر بسيار خشنود شد و شتر قربان كرد ، و اطعام نمود و گفت : هذا كلّه نزر فى حقّ هذا المولود : « همهء اين قربانى و اطعام در شأن اين نوزاد ، اندك است » ، از اين رو نام او را « نزار » گذاشتند « 2 » . كنيهء او ابو اياد است ، و مادر او « معانه » دختر جوشم مىباشد . 20 - معد جدّ نوزدهم پيامبر ( ص ) كنيهء او ابو قضاعه بود ، مادرش مهده نام داشت ، و برادرانش بنام عكّ و عدن بودند .
--> ( 1 ) نقل شده كه پيامبر ( ص ) فرمود : لا تسبّوا مضرّا و ربيعة فانّهما مسلمان : « مضرّ و ربيعه را دشنام ندهيد ، چرا كه اين دو نفر مسلمان بودند » ( منتهى الآمال ج 1 ص 4 ) . ( 2 ) بعضى گويند : اين نام ، نام عجمى است و وجه نامگذارى او به اين نام از اين رو است كه او مرد هذيل ( لاغر اندام ) بود . ( مولّف ) .