الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
33
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
13 - نضر جدّ دوازدهم پيامبر ( ص ) از اين رو به او نضر گفتند كه چهرهاى نورانى داشت ، كنيهء او ابو يخلد است و نام او قيس بود ، و بعضى گفتهاند نام او قريش بود ، و همهء فرزندان منسوب به او به عنوان قريش خوانده مىشوند ، ولى آنان كه به او منسوب نيستند ، قرشى نخواهند بود . و به گفتهء بعضى ، وقتى كه قصىّ ( جدّ چهارم پيامبر ) قريشيان را از پراكندگى به گرد هم آورد ، به آنها قريش گفته شد ، زيرا اصل اين واژه از « تقرش » به معنى تجمّع است . و بعضى در وجه نامگذارى قريش به واژهء قريش ، گفتار بسيار ديگر گفتهاند كه نيازى به ذكر آنها در اينجا نيست . مادر نضر ، برّه دختر مرّ بن ادبن طابخه نام داشت . 14 - كنانه جدّ سيزدهم پيامبر ( ص ) كنيهء او ابا نضر بود ، از اين رو به او كنانه گفتند كه وجودش مايه حفظ و پوشش قومش بود ، زيرا واژهء كنانه در لغت به معنى جعبهاى است كه تيرهاى اسلحه را مىپوشاند . مادر او « عوانه » دختر سعد بن قيس ، نام داشت . 15 - خزيمه جدّ چهاردهم پيامبر ( ص ) واژهء خزيمه تصغير واژهء خزمه است ، نشانهء نور نبوت پيامبر اسلام در چهرهء خزيمه ديده مىشد . كنيهء او « ابا اسد » بود ، مادرش سلمى دختر اسلم نام داشت و بعضى نام ديگرى براى مادر او ذكر نمودهاند .