الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

30

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

و دست خود را با آن خوشبو مىنمودند و سوگند ياد مىكردند كه مقامات پنجگانه ( سقايت ، رفادت ، حجابت ، لواء و رياست دار النّدوه ) را از بنو عبد الدّار بگيرند ، از اين رو به عنوان « مطيّبين » ( خوشبو كنندگان ) خوانده مىشدند . از سوى ديگر بنو عبد الدّار و هوادارانشان هم سوگند شدند كه آن مقامات را براى خود نگهدارند ، از اين رو با عنوان « احلاف » ( هم سوگندها ) خوانده مىشدند و براى جنگيدن آماده مىگشتند . پس از اين كشمكش ، سخن صلح به ميان آمد و براى جلوگيرى از خونريزى ، مقام سقايت و رفادت را به گروه بنو عبد مناف واگذار نمودند ، و آن گروه نيز خشنود شده و دست از جنگ و ستيز برداشتند . سرانجام مقام سقايت و رفادت ( آبرسانى و غذارسانى ) به هاشم بن عبد مناف رسيد و پس از او به مطّلب بن عبد مناف رسيد و پس از او در اختيار عبد المطّلب قرار گرفت ، و پس از او به فرزندش ابو طالب ( پدر على عليه السلام ) منتقل گرديد . ابو طالب ، تهيدست بود از برادرش عباس اموالى را قرض گرفت و آن را انفاق كرد ، و بعدا نتوانست قرض خود را ادا كند ، در عوض ، مقام سقايت و رفادت را به عباس واگذار نمود ، از اين رو عباس عهده‌دار اين دو مقام گرديد ، و پس از او پسرش عبد اللّه عهده‌دار شد ، و سپس على بن عبد اللّه زمام اين دو مقام را بدست گرفت و بعد از او محمد بن على بن عبد الله و سپس داود بن على بن سليمان بن على ، و بعد از او منصور و سپس خلفاء يكى بعد از ديگرى عهده‌دار مقام سقايت و رفادت شدند . و در مورد مقام رياست بر دار النّدوه ، همواره پس از عبد الدّار در دست گروه بنى عبد الدّار بود تا اينكه عكرمة بن عامر بن هاشم آن را به معاويه فروخت و معاويه آن را به صورت « دار الاماره » درآورد . كوتاه سخن آنكه : « قصىّ » ( جدّ چهارم پيامبر ) سرانجام از دنيا رفت ، و پس از او فرزندانش سرپرست مقامات او شدند ، و برنامهء او را دنبال كردند ، جنازهء او را در قبرستان حجون در مكه به خاك سپردند ، قبر او را زيارتگاه خود قرار دادند و احترام