الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

27

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

حبّى دختر حليل خزاعى ازدواج كرد ، با توجه به اينكه حليل در آن زمان كليددار كعبه بود ، رفته رفته قصىّ داراى چهار فرزند بنامهاى : 1 - عبد الدّار 2 - عبد مناف 3 - عبد العزّى 4 - عبد القصى شد ، و از آن پس بر ثروت قصىّ افزوده شد و موقعيت اجتماعى خوبى بدست آورد . پس از مدتى حليل پدر زنش از دنيا رفت ، او وصيت كرده بود كه كليد دارى كعبه را به دخترش « حبّى » واگذار نمايند ، حبّى نيز به دليل اينكه نمىتواند در كعبه را باز كند و ببندد ، كليددارى كعبه را به پسر خواندهء شوهرش « ابو غبشان » سپرد ، قصىّ از فرصت استفاده كرده و مقام كليددارى كعبه را به يك خيك شراب و يك وسيلهء ساز از ابو غبشان خريد ، و از آن پس اين مثال بين عرب رائج شد كه اگر كسى در خريد و فروش ، ضرر زياد مىكرد مىگفتند : اخسر صفقة من ابى غبشان : « خسارت فلانى از ابو غبشان زيادتر است » . يكى از كارهاى قصىّ اين بود كه طايفه خزاعه را از مكه خارج كرد و طايفه خود را از ميان بيابانها و كوهها و غارها ، در مكّه گردآورد از اين رو به او مجمّع ( گرد آورنده ) گفتند كه شاعر در اين مورد مىگويد : ابوكم قصىّ كان يدعى مجمّعا * به جمع اللّه القبائل من فهر : « پدر شما قصىّ كه به عنوان مجّمّع خوانده مىشود ، خداوند بوسيلهء او قبائل را از پراكندگى به گرد هم آورد » . مقامات قصىّ : هنگامى كه قصىّ ، قريشيان را به مكه و اطراف آن ، جمع كرد ، قريشيان او را به عنوان رئيس خود انتخاب نمودند ، قصىّ نخستين شخص از فرزندان كعب بن لوى بود كه رئيس قوم شد ، و قوم از فرمان و دستورات او پيروى مىكردند ، پنج مقام مهم به او واگذار گرديد كه عبارتند از : 1 - حجابت ( كليددارى كعبه ) .