الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

26

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

شخص از پسران عبد مناف بود كه از دنيا رفت ، و بعد از او برادرش عبد شمس در مكّه از دنيا رفت و در سرزمين « اجياد » دفن گرديد ، سپس برادر ديگرش نوفل در يكى از نقاط راه عراق بنام سلمان از دنيا رفت ، بعد از او برادر ديگرش مطّلب در « رومان » سرزمين عراق از دنيا رفت ، و مقام سقايت و رفادت ( آبرسانى و اطعام ) بعد از هاشم به برادرش مطّلب رسيد ، زيرا عبد المطّلب پسر هاشم ، كوچك بود . 4 - عبد مناف ، جدّ سوّم پيامبر ( ص ) نام عبد مناف ، مغيره بود ، و او را با كنيه ابو عبد شمس مىخواندند ، و از او به عنوان « ماه سرزمين بطحاء » ياد مىشد ، او و برادرش بنامهاى : عبد العزّى و عبد الدّار از يك مادر بودند ، كه نام او حبّى دختر حليل بود . عبد مناف ، بين قريش و مردم حبشه ، عقد قرار داد بست و براى وفاى به آن ، سوگند ياد كرد . 5 - قصىّ ، جدّ چهارم پيامبر ( ص ) نام او زيد بود ، و با كنيه ابو المغيره خوانده مىشد ، از اين رو به او قصىّ گفتند كه ربيعة بن حرام از طايفهء بنى عذره با فاطمه مادر قصىّ بعد از فوت كلاب ازدواج كرد ، و او را از مكّه به سرزمين عذره در اطراف شام برد ، و قصىّ را نيز كه كودك بود همراه مادرش به عذره آورد ، و از آنجا كه واژهء قصىّ به معنى دور است ، بر زيد كه همراه مادرش از مكه دور شده بود ، اطلاق گرديد ، امّا فاطمه پسر بزرگش زهرة بن كلاب را در مكّه بجاى گذاشت . وقتى كه فاطمه با ربيعه ازدواج كرد ، فرزندى از او آورد كه نام او را « زراح » گذاشتند ، زراح برادر مادرى قصىّ مىباشد . قصىّ در كنار ربيعه ، شوهر مادرش بزرگ شد تا اينكه همراه حاجيان طايفه قضاعه از شام به مكّه آمد و به برادرش زهره پيوست و در مكه اقامت نمود ، سپس با