الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

21

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

3 - وقتى كه چاه زمزم را حفر و نوسازى كرد ، آن را مركز سقايت و آبرسانى حاجيان قرار داد . 4 - و ديهء قتل را صد شتر قرار داد . 5 - و طواف كعبه به عدد خاصّى ، تعيين نشده بود ، او هفت شوط طواف را براى حاجيان ، سنّت قرار داد . خداوند همهء اين پنج سنّت را در اسلام امضا كرد . عبد المطّلب بوسيله « ازلام » ( كه يكنوع قمار بازى رايج بود ) قمار بازى نكرد ، و هرگز بتها را نپرستيد ، و از گوشت حيواناتى كه در برابر بتها قربان مىشد نخورد و مىگفت : انا على دين ابراهيم : « من پيرو دين ابراهيم هستم » و بخواست خدا قسمتى ديگر از زندگى عبد المطّلب و فرزندانش ، بعدا در ذكر سال وفات او خاطر نشان خواهد شد . 3 - هاشم جدّ دوّم پيامبر ( ص ) : نام هاشم « عمرو » بود و بخاطر مقام ارجمندش ، او را « عمرو العلى » مىخواندند ، كنيهء او « ابو فضله » بود . مادر او عاتكه دختر مرّه سلميّه نام داشت ، و از اين رو به او هاشم گفته شد كه او نخستين كسى بود كه در مكّه براى قوم خود ، نان را مىشكست و آب گوشت بر آن مىريخت و در ايّام قحطى به مردم مكّه غذا داد ( با توجه به اينكه واژهء « هشم » به معنى شكستن چيز خشك است ) . عبد مناف پدر هاشم ، داراى فرزندان ديگرى نيز بود بنامهاى : مطّلب ، نوفل ، و عبد شمس . هاشم در سن و سال ، بزرگتر از برادرانش بود ، و مطّلب كوچكترين آنها بود ، و بعضى گفته‌اند : هاشم و عبد شمس دو قلو به دنيا آمدند و يكى از آنها زودتر به دنيا آمد در حالى كه انگشتانش به پيشانى ديگرى چسبيده بود ، آن انگشتان را از