الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

20

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

شد ، از آن پس مردم و زائران كعبه متوجّه آب زمزم شدند و از آن تبرّك مىجستند و به آن علاقهء خاصّى پيدا كردند ، و از ساير چاههاى آب روى گرداندند . * * * از ويژگيهاى عبد المطّلب اينكه : نخستين كسى بود كه موى خود را رنگ كرد ، زيرا نشانه‌هاى پيرى زود رس به او رو آورده بود ، و هر گاه ماه رمضان فرا مىرسيد بر فراز كوه حراء ، مىرفت و در تمام ماه رمضان به مستمندان طعام مىداد . عبد المطّلب در سن 120 سالگى از دنيا رفت . او در زمان جاهليت ، پنج موضوع را بين مردم سنّت كرد و بعد خداوند همان پنج سنّت را در قانون اسلام جارى ساخت : 1 - زن پدر را بر پسرهاى آن پدر حرام كرد . 2 - گنجى را بدست آورد ، يك پنجم آن را به عنوان خمس خارج كرده و در راه خدا به مصرف رسانيد .

--> بودند ، ساسان بن بابك ، و به قول ديگر اسفنديار بن گشتاسب ، دو آهو برّه كه از طلا و جواهرات ساخته بودند و چند زره و شمشير ، و زيور آلات بسيار ، به كعبه اهداء نمود ، عمرو بن حارث بن مضاض رئيس قبيلهء جرهم ، هنگام كوچ از مكه ، آنها را در چاه زمزم پنهان نمود ، تا زمانى كه عبد المطّلب به حفر چاه زمزم پرداخت و آن اشياء را بيرون آورد ، و آن دو آهو را در چاه درون كعبه نهاد ، و هديه‌هاى ديگرى كه مىآوردند ، در درون آن چاه مىافكند ، تا اينكه پس از مدّتى آن دو آهوى طلائى به سرقت رفت ، كه در داستان سرقت آنها آمده : يكى از شبها گروهى از مشركين قريش ، شراب خوردند ، و « القيان بن يغنين » همراه آنها بود ، وقتى كه اسباب عيّاشى آنها تمام شد ، قصد كعبه كردند و آن دو آهوى زرّين را دزديدند و به بازرگانانى كه به مكه آمده بودند فروختند و با پول آن همهء كالاهاى كاروان تجارتى آنها را خريدند و سپس يك ماه به عيش و نوش پرداختند ، و هيچكس نمىدانست كه آن دو آهوى طلائى را چه كسى دزديده است ، تا اينكه عباس بن عبد المطّلب شبى از شبها از كنار خانه‌اى كه اين باند دزد در آنجا بودند عبور مىكرد ، شنيد كه قيان بن يغنين داستان سرقت دو آهوى مذكور و فروختن آنها را بازگو مىكند ، عباس جريان را به قريش خبر داد ، قريش جريان را تعقيب كرد و سرانجام معلوم شد كه « دومك جندل » غلام آزاد شدهء بنى مليح آنها را دزديده است ، دست او را به عنوان كيفر ، بريدند ( مؤلّف ) .