محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
29
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
را بتراشيد » . در اين روايت چنين آمده است كه به خدا سوگند هيچ كس برنخاست تا آن كه رسول خدا ( ص ) اين سخن را سه بار تكرار فرمود . پس بر امّ سلمه كه در اين غزوه به او همراه بود وارد شد و آنچه را از مردم ديده بود با او در ميان نهاد و او در پاسخ آن حضرت بر اساس عاطفه و مهر و محبّت خود - كه گاه عاطفه هاى پاك حقيقتى را آشكار مىسازد - گفت : « اى پيامبر خدا آيا اين كار را دوست دارى ؟ بيرون برو و با هيچ كس سخنى مگو تا آن كه شتران خود را قربانى كنى و آنگاه آن كس را كه موى سرت را مىتراشد بخوانى تا سرت را بتراشد » . پس پيامبر ( ص ) بيرون رفت و بى آن كه با كسى سخنى بگويد شتر خود را كشت و موى سر خويش را تراشيد و در پى آن ، مسلمانان با مشاهدهء اين جريان شتران خود را كشتند و به تراشيدن سر يكديگر پرداختند در حالى كه آن قدر اندوهگين بودند كه نزديك بود گردن هم را بزنند . احكام فقهى تشريع شده در حديبيّه 527 - پس از پيمان حديبيّه زنان مسلمان مهاجر به حضور رسول خدا ( ص ) آمدند و از آنجا كه پيمان آن حضرت با مشركان مبنى بر بازگرداندن مسلمانان مهاجرى كه به مدينه هجرت مىگزينند شامل اين زنان نمى شد پيامبر اكرم ( ص ) آنان را به مكّه باز نمى گرداند . در همين هنگام بود كه حرمت بقاى زنان مسلمان در همسرى غير مسلمانان اعم از اهل كتاب و مشركين اعلام شد ، آنجا كه فرمود : « اى كسانى كه ايمان آورده ايد هنگامى كه زنان مسلمان مهاجر به ميان شما آيند آنان را بيازماييد - و البته خداوند به ايمان آنان آگاهتر است - پس اگر آنان را مؤمن يافتيد آنها را به كافران برنگردانيد كه نه آنها براى ايشان و نه ايشان براى آنها حلالند و آنچه را [ آن كافران ] به اين زنان دادهاند بديشان دهيد و هيچ ايرادى بر ايشان نيست كه اگر مزد [ مهر ] آنان را بپردازيد با آنان ازدواج كنيد و پيمان ازدواج با زنان كافر را باقى مگذاريد و آنچه را بديشان داده ايد بخواهيد و آنان مشركان نيز