محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

26

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

و برمىگردى و چون سال آينده فرارسد ما راه را بر تو باز مىگذاريم و تو در حالى كه سلاح مسافر يعنى شمشيرهايى به نيام كشيده شده به همراه دارى و هيچ چيز ديگر جز آن نياورده اى به همراه اصحاب خود وارد مكّه مىشوى و سه روز در آنجا اقامت مىكنى » . به هر حال رسول خدا ( ص ) على رغم همه سختگيريهاى مشركان از آنجا كه خواهان صلح بود اين پيمان را پذيرفت و آن را بر هر راه حل ديگرى ترجيح داد . اين در حالى بود كه او سپاهى به همراه داشت كه قريش را توان رويارويى با آن نبود و آن حضرت مىتوانست بويژه در شرايطى كه حجت را نيز بر دشمن تمام كرده و دلايل كافى براى جنگ عليه قريش در اختيار داشت عليه آنان وارد نبرد شود ، اما او نه يك انسان سختدل بلكه پيامبرى مسالمت‌جو بود كه مردم را به حكمت و اندرز ارشاد مىكرد و با ملايمت و مدارا آنان را به راه حق دعوت مىفرمود . پس از انعقاد اين پيمان سران خزاعه برخاستند و گفتند ما به پيمان و قرارداد محمد ( ص ) درآمده ايم و از ديگر سوى نيز بنى بكر برخاستند و گفتند ما خود را مشمول قرارداد و پيمان قريش مىدانيم . ماجراى ابو جندل 525 - هنوز محلّ عقد قرارداد صلح را ترك نگفته و بلكه هنوز نوشتن آن را به پايان نبرده بودند كه ابو جندل - پسر سهيل بن عمرو نمايندهء مشركان - در حالى كه غل و زنجير در پى خود مىكشيد به اردوى مسلمانان پيوست . سهيل با مشاهدهء ابو جندل برخاست و بر صورت او سيلى نواخت و به سرزنش او پرداخت و سپس خطاب به رسول خدا ( ص ) گفت : « قبل از اين كه اين مرد نزد تو بيايد مسأله ميان من و تو تمام شده است و اينك اين اولين كسى است كه من خواهان اجراى تعهدات تو درباره او و بر اساس اين پيمان هستم » . پيامبر ( ص ) در پاسخ او فرمود : « ما هنوز نوشتن پيمان و امضاى آن را به پايان نبرده ايم » . اما سهيل گفت : « در اين