محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
63
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
و در تأمين ما يحتاج زندگى و خوراك روزانه بر آنان سخت گرفته شود و اين در دورانى بود كه قبيلهء او قريش با بنى هاشم و ديگر كسانى از بنى عبد مناف كه به آنان پيوسته بودند - خواه مؤمن و خواه كافر - و در رأس همه با بزرگ آن خاندان ابو طالب - كه تحريككننده و مشوّق همهء آنان بود قطع رابطه كرد و آنان را مورد تحريم قرار داد . البتّه هر چند ابو طالب چنين موضعى را با سربلندى در راه اعتلاى كلمهء حق اختيار كرد امّا پا به پاى آن به دين حق در نيامد و يا حداقل ظاهرا به اين دين نپيوست و همچنان بر آن آيينى كه داشت باقى ماند در حالى كه نه بدانچه محمد ( ص ) او را بدان فرا مىخواند در مىآمد و نه حاضر بود از دفاع از او خوددارى ورزد . ممكن است اگر كسى در سيره و روش ابو طالب مطالعه كند چنين پندارد كه همهء اين مواضع ، ناشى از تعصّب جاهلانه ! ابو طالب و از شدّت محبت او به رسول خدا ( ص ) ناشى مىشده و محبّت به پيامبر ( ص ) نيز يكى از انگيزههاى ابو طالب براى اين حمايتها بود « 4 » و نه فقط تعصّب قبيلهاى . بدين ترتيب ، ابو طالب نه بدين راضى بود كه پيامبر ( ص ) را به خشم آورد و نه اين را مىپذيرفت كه رفتارى از او سرزند كه موجب خشنودى و شادمانى حبيب او و برادرزادهاش محمد ( ص ) نشود . در اينجا يك سؤال مطرح مىشود و آن اينكه آيا ابو طالب پس از اين آزمايش سختى كه در حمايت از دعوت اسلامى گذراند همچنان بر شرك باقى ماند و ايمان بر صفحهء دلش نقش بست ؟ در پاسخ اين سؤال برادران شيعهء ما چنين اظهار مىدارند كه او مؤمن مرد و خداوند كلمهء حق « لا إله الا الله و محمد رسول الله » را بر زبان او جارى ساخت .
--> ( 4 ) - البته آنسان كه گفتيم مهمترين انگيزهء ابو طالب براى در پيش گرفتن چنين مواضعى ايمان او به رسول خدا ( ص ) و رسالت الهى او بود كه البتّه شايد به مصالحى اظهار نشده و شايد نيز اظهار شده اما سالها حكومت امويان و حاكميّت آنان بر اوضاع دينى و سياسى امّت اسلامى آن را با همدستى جاعلان حديث و تحريفگران تاريخ پوشانده است . م .