محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
32
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
273 - اين ماجراها و پاسخها كه قرآن كريم به ايرادهاى مشركان داده از سه نكته حكايت دارد : الف : مشركان به مجادله با رسول خدا ( ص ) مىپرداختند و در اين راه از همهء دانشهايى كه ديگران در اختيار داشتند بهره مىگرفتند . آنان به سراغ يهوديان مىرفتند و از اين گروه كمك مىگرفتند و از آنان مىخواستند آنها را به امورى رهنمون شوند كه بتوانند به وسيلهء آن در مقابل رسول خدا ( ص ) استدلال و احتجاج كنند . همين گروه نيز بودند كه سؤالاتى در مورد اصحاب كهف ، روح و ذو القرنين به مشركان تلقين كردند [ و آنها نيز اين پرسشها را از رسول خدا ( ص ) پاسخ خواستند و در پاسخ آنان ] آياتى از قرآن در بردارندهء ارضاى دلهاى حقجوى و حقپوى و خواستار آن نازل گرديد ، امّا آنان ايمان نياوردند و بلكه بر كفر خود همچنان اصرار ورزيدند و از روى تكبّر و خودبينى از پذيرش حقيقت سر بر تافتند . بدينگونه است كه مشركان را مىبينيم با آن كه بيسواد و درس نخوانده بودند و نه كتابى داشتند كه بخوانند و نه دانشى كه در كتب خويش ثبت كنند ، امّا با اين وجود در صدد تحقيق در ماجراها و سرگذشتهايى از ديگر اديان برآمده ، تلاش مىكردند به پارهاى از حقايقى كه نزد يهوديان و مسيحيان وجود دارد دست يابند . البتّه نه بدان مقصود كه ايمان بياورند يا از آن حقايق براى شناخت حق و رسيدن به آن كمك گيرند ، بلكه براى آن كه بدان وسيله با رسول خدا ( ص ) به مجادله و رويارويى بپردازند . به همين سبب نيز خداوند نيّات آنان را آشكار ساخته ، چنين فرموده است كه آنان در پى ايمان نيستند ، بلكه در پى راههايى براى اعمال فشار بيشتر عليه مؤمنانند ، آنجا كه مىفرمايد : « آنان اين مثل را جز براى مجادله و ستيز با تو نزدند كه آنان مردمى ستيزه جويند » « 16 » و به ديگر عبارت ، در پى آنند تا از هر راه ممكن دليلى و برهانى بر باطل خويش به دست آورند . ب : آنان در ناخودآگاه ضمير خويش به اين حقيقت ايمان داشتند كه
--> ( 16 ) - همان / 58 .