محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
22
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
يك : موريانه به سراغ آن عهدنامه رفت و هر كلمهاى را در آن كه نام خداوند يا صفت او بود و بدان سوگند همپيمانى بسته بودند تا اين پيمان و اين محاصره دايمى باشد از بين برد . گويا خداوند به موريانه چنين الهام كرده بود تا به مشركان بياموزد كه هرگز روا نيست نام خداوند در سندى آورده شود كه سند ستم و نافرمانى خداست . از ديگر سوى خداوند رسول خدا محمد ( ص ) را از آنچه موريانه با الهام او كه پروردگار عالميان است و قدرت او و الا و منّت او فراوان است انجام داده بود آگاه ساخت . دو : در اوج شدّت محاصرهء اقتصادى ، به امر خداى متعال ، محبّت و رأفتى در دلهاى برخى از همان كسانى كه پيمان ستم و تجاوز بسته بودند بر جوشيد همچون نهرى از آب زلال كه از سنگ بجوشد و تنى چند از مردان از تيرههاى گوناگون قريش چون بنى عبد مناف و بنى قصى و نيز مردانى كه از مادرانى هاشمى بودند و به سرزنش يكديگر پرداختند . آنان چنين احساس مىكردند كه پيوند خانوادگى را از هم گسسته و حق را مورد خوارى و بىاعتنايى قرار دادهاند . به همين سبب نيز بر اين تصميم شدند كه آن پيمان را كه از سقف كعبه آويزان بود نقص كنند و عدم پايبندى خود را بدانچه در آن آمده اعلام نمايند . در همين زمان كه اين انديشه در ميان برخى از سران مشرك قريش مطرح مىشد ، ابو طالب نيز به سراغ آنان آمد تا به ايشان اطلاع دهد موريانه نام خداوند را در عهدنامهء آنان از بين برده است و ديگر مفادّ ظالمانه و گناهآلودى را كه آنان در آن نامه تنظيم كرده و بر آن همپيمان شده بودند باقى گذاشته است . بدين ترتيب ابو طالب ، آن مرد با عظمت در حالى كه گروهى از بنى عبد المطلّب او را همراهى مىكردند روانهء شهر شد و در جمع گروه فراوانى از قريش گفت : « رخدادهايى در ميان شما به وقوع پيوسته كه برايتان يادآور مىگرديم . آن نامهاى را كه بر آن همپيمان شدهايد بياوريد ، شايد ميان ما و شما