محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

12

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

ريشه‌هاى بنياد آنان از زمين كنده مىشود . آنان به همين دليل به هر اندازه مشاهده مىكردند كه دعوت رسول خدا ( ص ) گروندگانى براى خود يافته است ، بر دشمنى ، لجاجت و سختگيريهاى خود مىافزودند ؛ بويژه آن كه برخى از مردان توانمند و با هيبت قريش كم‌كم به آيين جديد مىگرويدند . مشركان در ميان اين بحران سختى كه از روى ستمكارى و تجاوزگرى خود را بدان گرفتار ساخته بودند اميد آن داشتند كه از طريق عموى رسول خدا ( ص ) ابو طالب كه هنوز بر دين آنان « 1 » و از ديگر سوى شيخ و پيشواى ابطح بود و آن خاندان بر او حق فرمانبرى داشتند و رسول خدا ( ص ) نيز بر او حق حمايت‌خواهى داشت آن حضرت را به سكوت وادار سازند . ملاقات مشركان با ابو طالب 267 - مشركان نقشهء خويش را طرح كردند و پس از آن كه مشاهده كردند ، رسول خدا ( ص ) همچنان به راه خود ادامه مىدهد و هيچ مانعى از آزارهاى جسمى گرفته تا ريشخندها و سبك‌خرديهايى كه از سوى احمقهاى آنان صورت مىگرفت نمىتواند او را از راهى كه در پيش گرفته باز دارد و او همچنان بىآن كه گاهى به عقب برگردد در راهى كه خداوند براى او تعيين‌كرده به پيش مىرود و پس از آن كه به اين نتيجه رسيدند كه ابو طالب به درخواست فردى آنان پاسخ مثبت نخواهد گفت ، از روى خستگى و درماندگى رسول خدا ( ص ) را واگذاشتند و هر چند آزارهايشان ادامه داشت ديگر به مجادله با او ادامه ندادند [ و براى تجربه شيوهء جديد مقابله ] افراد و شخصيتهاى داراى پايگاه و موقعيت در خاندان قريش را براى ملاقات با ابو طالب گردهم آوردند .

--> ( 1 ) - آن‌گونه كه قبلا يادآور شديم و در فصل آينده به تفصيل به اثبات اين عقيده خواهيم پرداخت كه ما ابو طالب را بر كيش مشركان نمىدانيم ، بلكه او را مؤمن راستين و مظلومى مىدانيم كه مورد ستم تاريخ قرار گرفته است . م .