محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
34
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
از بيان طبقات جامعه برهمايى چنين مىگويد : « هر يك از اينان اگر بر رسم و عادت خويش استوار و پايدار بماند ، چنانچه در پرستش و عبادت خود كوتاهى نكند و در بيشتر اعمالش فراموشكار نباشد ، در ارادهء خويش به خير و سعادت دست مىيابد ؛ اما اگر از آنچه معهود اوست به آنچه معهود طبقهء ديگرى است منتقل شود ، به سبب همين تجاوز از حدود خود گناهكار مىباشد » . اين ، نظام اجتماعى و پرستشى است كه در آن ، روح بتپرستى وجود دارد . اينك اگر از بتپرستى موجود در اين انديشه صرف نظر كنيم و به نظامهاى عملى و اجتماعى اين آيين بنگريم باز هم در شگفت خواهيم ماند كه چگونه ملتى - از نظر فكرى در هر سطحى باشد - اين نظام طبقاتى ستمبار را بپذيرد و براساس آن به عنوان آيينى كه اطاعت از آن لازم است به سير اجتماعى و فردى خود ادامه مىدهد حال آنكه طبقهبندى در اين آيين ، موجب عقب ماندگى فردى و اجتماعى او مىشود ؟ ! آيا آيين برهمايى داراى اصلى آسمانى است ؟ 6 - ترديدى نيست كه در هيچ دين آسمانى ، چنان تقسيمبندى طبقاتى كه برهماييان قديم به آن معتقد بودند وجود ندارد تقسيمى كه آنان براساس آيين خود كه قبل از ظهور مسيح در ميانشان گسترش يافته بود بدان معتقد بودند و اكنون نيز رسوباتى از آن پابرجاست ، هرچند در اثر گذشت زمان و به مقتضاى طبيعت ارتباطات عمومى انسانها با يكديگر و نيز گسترش انديشه مساوات و برابرى ميان مردم ، از شدّت و حدّت اين عقيده در جنبهء نظرى كاسته شده است ، اما هنوز به حكم تبعيّت موهوم آنان از احكام عقل - كه به گمان ايشان ، آن را مورد عمل قرار مىدهند - در تعميم مساوات ميان مردم سستى و تاخير مىشود . عليرغم اين ، اظهارات ابوريحان بيرونى چنين نشان مىدهد كه اين احتمال