المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

79

التنبيه والإشراف ( فارسي )

بتركى « سبير » و به فارسى خزران گويند و قبيله‌اى مقيمند و نامشان را معرب كرده الخزر گفته‌اند . و قبايل ديگر كه يك زبان دارند و شاهشان يكيست . قوم ششم مردم هند و سند و مجاور آن است كه زبانشان يكى و پادشاهشان يكى است . قوم هفتم چين و سيلى و نواحى مجاور آن است كه اقامتگاه فرزندان عامور بن يافث بن نوح است ، پادشاهشان يكيست و زبانشان يكيست . آنگاه مواليد فراوان شد و نسلها پياپى آمد و قبايل بسيار پديد آمد و زبانها منشعب شد و اقوام گونه‌گون شدند و عقايد و عادات و مسكن و رسوم مختلف يافتند . اين اقوام هفتگانه از همديگر ممتاز بودند و هر قوم پادشاهى داشت و در كار بت‌پرستى همانند بودند و بتانى را مظهر خدايان خاص خويش داشتند كه بجز خدايان اقوام ديگر بود . در واقع بتان نمودار گوهرهاى علوى و اجسام سماوى و موجودات فلكى چون خورشيد و ماه و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد و ديگر ستارگان مؤثر در جهان زمينى بود . شريعت هر قوم باقتضاى رسوم آنها و منابعى كه معاششان از آن بوده و خصايلى كه داشته‌اند و تأثير اقوام مجاورشان سامان يافته است . مسعودى گويد : و ما در كتاب الاستذكار لما جرى فى سالف الاعصار ، كه اين كتاب از پى آن است ، هفت انجمن معروف را كه حكيمان اقوام هفتگانه بروزگار قديم داشته‌اند ياد كرده‌ايم . بدورانهاى مختلف هنگام حوادث و اتفاقات خاص هفت حيكم در انجمن فراهم شده و به بحث پرداخته و حكمت و پند گفته‌اند و از حوادث روزگار كه موجب انقراض دول و تغيير ملل مىشود سخن آورده‌اند و دربارهء اينكه جهان چيست و چگونه است و چرا هست و علت و معلول و ظاهر و باطن و حقيقت آن چيست و هم از ابداع اجسام و اينكه پس از فنا چه مىشود و