المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

63

التنبيه والإشراف ( فارسي )

آبشخور آنها از رودى بزرگ موسوم به ترك است كه با رود فرغانه و رود خجنده به شاش مىريزد كه در حدود ولايت فارياب ، بزرگ و دريا وار شود و كشتىها با اقسام كالا روى آن بدرياچه رسد و از مصب جيحون سوى خوارزم رود . جيحون نيز بهنگام طغيان دريا وار مىشود و اين از آغاز كانون دوم است كه در سمت ولايت فارياب كه زمين فرو رفته است بعرض سى فرسخ زمين را مىپوشاند و دهكده‌ها و كشتزارها بر ارتفاعات و تپه‌ها چون قلعه‌هاست كه جز بوسيلهء زورق با هم راه ندارد . ترتيب آبيارى اينجا نيز همانند نيل مصر است ولى اوقات آن مختلف است ، بعلاوه جيحون خيلى بيشتر از نيل به زمين‌ها سوار مىشود زيرا زمين‌هائى كه نيل از دو سو بر آن سوار مىشود در خليج‌ها و اراضى مسطح بيش از دو فرسخ نيست . گويند رود جيحون به نيزارها و مردابها منتهى مىشود و در آنجا فرو مىرود و نيز گويند كه در نزديك كرمان بدرياى هند مىريزد . ما بگرمسير و سردسير فارس و كرمان و سيستان رفته‌ايم و اين را مطابق واقع نيافته‌ايم ، زيرا رودهائى كه در ولايت كرمان از ناحيهء هرمز كه ساحل آن ولايت است به دريا مىريزد معروف است . طول بستر جيحون از آغاز تا جائى كه بدرياچه جرجانيه مىريزد قريب چهارصد فرسنگ و بقولى كمتر و بقولى بيشتر است . ذكر درياى چهارم كه بنطس است درياى چهارم درياى بنطس و درياى برغر و روس و اقوام ديگر است كه از شمال از حدود شهر موسوم به لازقه كه آن سوى قسطنطنيه است امتداد دارد . طول دريا هزار ميل و سيصد ميل است بعرض صد ميل . اين دريا بر كنار معمورهء شمال است و قسمتى از آن زير قطب شمالى است و نزديك آن شهرى است كه پس از آن