المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
47
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ارسطاطاليس در كتاب آثار علوى آورده كه در ناحيهء مشرق صيفى كوهى بسيار بلند است كه خورشيد تا سه ساعت از شب از آنجا غروب نمىكند و سه ساعت پيش از صبح بر آن طلوع مىكند . منارهء اسكندريه يكى از بناهاى عجيب جهان است و يكى از بطلميوسان كه پس از مرگ اسكندر - پسر فيليپس - ملوك يونانى مصر بودند آن را ساخته است ، زيرا ميان آنها و شاهان روم در خشكى و دريا جنگ بود و اين مناره را ديدگاهى كرده بودند و بالاى آن آينهاى از سنگهاى شفاف بود كه از آنجا كشتيها را كه از روم مىآمد از مسافتى كه چشم نمىتوانست ديد در آينه مىديدند و پيش از آنكه برسد بمقابلهء آن آماده مىشدند . در وقت حاضر طول مناره به تقريب دويست و سى ذراع است . بروزگار قديم طول آن چهارصد ذراع بوده و بمرور زمان و از زلزلهها و بارانهاى پياپى ويران شده ، زيرا در اسكندريه باران مىبارد و چون فسطاط مصر نيست كه باران آن بسيار كم است ، و ما سخنانى را كه كسان در اين باب و سبب نيامدن باران گفتهاند در قسمتهاى آينده اين كتاب خواهيم آورد . بناى مناره سه قسم است : نزديك يك نصف و بيشتر از يك ثلث مربع است و در حدود يكصد و ده ذراع با سنگهاى سپيد ساخته شده ، پس از آن هشت گوشه است و قريب شصت و چند ذراع به شكل هشت گوشه ساخته شده است و اطراف آن فضائى هست كه انسان در آن تواند گشت و قسمت بالا مدور است . احمد بن طولون امير مصر و اسكندريه و شام قسمتى از آن را مرمت كرد و بالاى آن گنبدى چوبين نهاد كه از داخل مناره بر آن بالا رود ، گنبد ساده و مورب و بىپلكان است . در سمت شرقى مناره نوشتهاى فرورفته از سرب به خط يونانى هست كه درازاى هر حرفى يك ذراع به پهناى يك وجب است . قطر مناره