المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

37

التنبيه والإشراف ( فارسي )

اقليم را با همهء وسعت و ولايتهاى معتبر كه دارد بدان منسوب نميداشتند . اين اقليم در ميان هفت اقليم است و از همه معتدل‌تر و برتر است و عراق در ميان اين اقليم است ، پس نخبه و اشرف نقاط زمين است كه آذوقهء متناسب و هواى صاف ما بين گرما و سرما دارد و محل آن چنانست كه سال به چهار فصل تقسيم مىشود و مردمش از زمستان بتابستان نروند مگر فصل بهار بر ايشان گذشته باشد . و به همين جهت كه در وسط جهان است ملوك قديم در آن جا مقيم بوده‌اند كه نسبت شاه با مملكتى كه بر آن شاهى دارد مانند قلب نسبت به بدن است . همانطور كه خدا عز و جل بحكمت دقيق خود قلب را شريفترين اعضاء كرده و آن را در ميان اعضاى ديگر نهاده ترتيب شاه نيز در محل اقامتى كه در مملكت خود دارد چنين است . ملوك قديم ميگفتند شاه بزرگ مركز دائرهء ملك خويش است و دورى آن از اطراف ملك يكسان است ، نقطه‌اى ثابت و علمى برافراشته است كه تدبير از آن گيرند و امور را به دو باز برند ، بدين جهت گويند كه شاه بزرگ و مدبر اعظم ميبايد در وسط اين اقليم چهارم مقيم باشد . عراق جائى معتبر است كه ملوك اقوام از نمرودان كه ملوك سريانيان بودند و عربان آنها را نبط گويند تا ملوك ايرانيان از طبقهء اول تا ساسانيان كه خسروان بودند آنجا را اقامتگاه داشتند . محل عراق محل تلاقى دجله و فرات و نقاط مجاور آنست و آن قلمرو سياهبوم است كه حد آن از زابى است كه بالاى سرّ من رأى است تا حدود سن و تكريت تا ناحيهء حلوان كه مجاور جبل است و تا هيت كه مجاور فرات است و تا شام و تا واسط كه زير دجله است و تا كوفه كه آبخور فرات است تا هندف و بادرايا و باكسايا كه به نبطى ترقف نام دارد و از سرزمين جوخى است ، و اين سرزمين سرگل ايرانشهر است كه ملوك اقوام در راه آن جانفشانىها كرده‌اند و از رأى درست ييلاق در جبال داشتند تا از سموم عراق و مگس و حشرات آن در امان باشند و