المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

27

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و عرض كمتر را از عرض بيشتر بكاستند و باقيمانده را بر شمار ميلها كه فاصلهء دو شهر بود تقسيم كردند و يك درجهء عرض چنان كه بطلميوس نيز گفته است با شصت و سه ميل و يك سوم ميل زمين برابر بود . وقتى اين رقم را در همهء درجات فلك كه سيصد و شصت درجه است ضرب كردند حاصل آن بيست و چهار هزار ميل بود . قطر زمين يعنى طول و عرض و عمق آن هفت هزار ميل و ششصد و شصت هفت ميل است . ميل چهارهزار ذراع است ، از ذراعى كه مأمون براى ذرع پارچه و مساحت بنا و قسمت منزلها نهاده است . ذراع بيست و چهار انگشت است و انگشت شش جو كه پهلوى هم نهاده باشند ، سه تا از اين ميل چهار هزار ذراعى يك فرسخ است . بعضى ميل را سه هزار ذراع و فرسخ را چهار ميل گرفته‌اند و نتيجه يكى است . در اين قسمت كه گفتيم يعنى معادلهء درجهء عرض با تعداد ميل اختلافى هست : بعضى گفته‌اند يك درجه برابر هشتاد و هفت ميل است و بعضى آن را برابر پنجاه و شش ميل و دو سوم ميل دانند و در اين مورد بنا بر همانست كه از بطلميوس نقل كرديم . زمين از چهار گوهر است ، شن و گل و سنگ و املاح . داخل آن طبقه‌هاست كه هوا در آن نفوذ مىكند . آب نيز در زمين چون خون در تن جريان دارد ، آبى كه هوا بر آن غالب باشد گوارا و نوشيدنى است و آبى كه هوا بدان نرسد و املاح شوره‌هاى زمين بر آن چيره شود شور و تلخ است . حكمت اينكه آب چشمه‌ها ورودها در زمين چون رگهاى تن است ، و اينكه زمين كروى شكل است از اينجاست كه اگر مسطح بود و فرورفتگى و برجستگى نداشت گياهى نمىبود و آب درياها بر زمين روان بود و زراعت ميسر نبود و زمين گودالهائى نداشت كه آب سيل بدان رود و چشمه‌ها نبود كه پيوسته آب از آن بجوشد ، زيرا اگر آب پيوسته از چشمه برون مىشد آب چشمه تمام مىشد و همه آب بر سطح زمين مىبود ، جنبنده