المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
363
التنبيه والإشراف ( فارسي )
قرمطيان در ولايت كوفه بوده بود . ذكرويه بروز قربان همين سال به مصلاى كوفه درآمد ، حكومت كوفه با اسحاق بن ابراهيم و اسحاق بن عمران بود ، و عدهاى از ياران سلطان و مردم ديگر را بكشت . آنگاه ياران سلطان به مردم شهر حمله بردند و آنها را عقب راندند . اسحاق بن عمران از سلطان كمك خواست و رائق معتضدى باتفاق بشر افشينى و جنى صفوانى كه هر دو غلام بودند سوى كوفه حركت كردند و در نزديكى صوار به او برخوردند و نتيجهء جنگ به ضرر آنها بود و بيشتر سپاه كشته شد و اين در آخر ذى حجه همين سال بود . آنگاه ذكرويه راه بازگشت حجاج را بست . اولين گروه از آنها كه با او برخورد كرد قافلهء خراسان بود كه سخت بزرگ بود و در منزلگاه واقصه همه را كشت . پس از آن بمنزلگاه ديگر رفت كه بنام عقبه معروف بود و قافلهء سلطان را از پيش برداشت كه مبارك قمى و ابو العشائر احمد بن نصر عقيلى امير در بندهاى شام ، سالار قافله بودند كه هر دو را با همراهانشان از مردان حكومت و رعيت بكشت . سپس در محل معروف به طليح از ناحيهء هبير ما بين ثعلبيه و شقوق در ريگزار بقافلهء سوم سلطان برخورد كه « محمل » را همراه ميبرد و اميرانى را كه با قافله بودند چون نفيس مولدى و احمد بن سيما و ديگران با مردان حكومت و ديگر مردم ولايت همه را بكشت . شمار كسانى كه در قافلهء اخير كشته شدند بيش از پنجاه هزار كس بود ، بجز كسانى كه در قافلههاى سابق كشته شدند . آنگاه وصيف بن صوارتكين خزرى و قاسم بن سيما با سپاهى فراوان از بنى شيبان و مردان حكومت از قادسيه بتعقيب او حركت كردند و بروز يكشنبه شش روز مانده از ربيع الاول سال دويست و نود و چهارم ما بين كوفه و بصره بر سر آب معروف به اوم مقابله رخ داد و جنگى سخت در ميانه رفت و ياران ذكرويه شكست خوردند و شمشير در آنها