المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

361

التنبيه والإشراف ( فارسي )

كرد و ابو الاغر خليفة بن مبارك بن خليفه سلمى را از پيش فرستاد و ابو الاغر بيرون شهر حلب فرود آمد . قرمطى دسته‌اى فرستاد كه ناگهان بر او هجوم برده بيشتر همراهانش را بكشتند و اين ده روز مانده از رمضان همين سال بود و ما بين حمص و حلب و انطاكيه تاخت و تاز كرد . . . مكتفى سپاهيان را تحريك كرد . . . در حدود صحرا و مجاور شيزر . . . از محرم سال . . . از ياران او و اسير بسيار گرفت [ 1 ] و ميان بقيه اختلاف افتاد و قرمطى از آنها جدا شد و مخفيانه رو بكوفه نهاد و حاكم داليه از توابع رحبه و آبخور فرات به او و چهار يا پنج تن همراهانش دست يافت و آنها را بگرفت و در رقه پيش مكتفى فرستاد ، روز دوشنبه چهار روز مانده از محرم همين سال بدانجا رسيد ، پس از آن مكتفى بروز دوشنبه اول ماه ربيع الاول اين سال با لوازم و تشريفات كامل وارد بغداد شد و قرمطى و ياران اسير شده‌اش پيشاپيش او بودند . پس از او محمد بن سليمان با بقيهء سپاه بيامد و عده‌اى اسير از ياران قرمطى كه در شام گرفته بود همراه داشت آنگاه قرمطى و ياران او را هفت روز مانده از ماه ربيع الاول همين سال بر سكوئى كه در مصلاى عتيق در حومهء شرقى مدينة السلام براى آنها ساخته شده بود بكشتند و چون قرمطيان خونريزى بسيار كرده بودند ، مردم از خاص و عام از اين فتح بزرگ بسيار خرسند شدند . ظهور قرمطى در شام و كشتارها كه از سپاه طولونيان كرد سبب شد كه محمد بن سليمان سوى مصر تاخت و آنجا را بگشود و كار طولونيان آشفته شد و دولتشان از ميان رفت و مدتشان بسر رسيد . وى بروز پنجشنبه اول ربيع الاول سال دويست و نود و دوم وارد مصر شد و دوران طولونيان چهل و هفت سال و پنج ماه و هفت روز بود . پس از آن يك قرمطى ديگر كه كنيه‌اش ابو غانم بود او نيز با گروهى از

--> [ 1 ] در متن چنين است .