المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
353
التنبيه والإشراف ( فارسي )
پيش مهتدى رسيد ، مهتدى او را بگرفت ، يارانش بشوريدند ، سرش را ميان آنها انداخت و اين در رجب همانسال بود . ابو نصر بن بغا برادر موسى نيز خروج كرد و با جمعى از غلامان بيرون سر من - رأى اردو زد . مهتدى كس فرستاد و او را امان داد و چون بيامد او را بكشت . غلامان اعتراض كردند و سخت بشوريدند و او با جمعى از مغربيان و فرغانيان و اشروسنيان بجنگ آنها رفت و از مردم كمك خواست ولى شكست خورد و اسير شد و زخمهاى سخت برداشت و چهارده روز مانده از رجب سال دويست پنجاه و ششم در چهل سال و چهار ماهگى در سر من رأى كشته شد . خلافتش يازده ماه و هيجده روز بود . وى چهارشانه و نكو اندام و گشاده پيشانى و كبود چشم بود . شكمى بزرگ و ريشى دراز و سرى طاس داشت . مردى پارسا بود و بروش و فضيلت و اعتدال و دين - دارى ، در ميان عباسيان همانند عمر بن عبد العزيز بود . وى با كسانى روبرو شد كه به اخلاق دين پابند نبودند و جز دنيا نميخواستند بدين جهت خونش بريختند و از پس وى كارشان آشفته شد . در ايام كوتاه خود عدهاى را وزارت داد كه همه عنوان وزير يافتند و جعفر ابن محمود اسكافى و محمد بن احمد بن عمار و سليمان بن وهب از آن جمله بودند . نقش انگشترش « محمد امير المؤمنين » و قاضيش حسن بن محمد ابى - الشوارب بود و حاجبانش صالح بن وصيف و سپس موسى بن بغا و عبد الله بن دكين بودند .