المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

321

التنبيه والإشراف ( فارسي )

وزير شاه يمن و شام و حيره را راهن و زعيم و كافى و كامل لقب ميدادند . مقصود اين بود كه وى رهين تدبير و زعيم رأى درست و براى مهمات ملك كافى و از لحاظ فضائل كامل است . عجمان وزير شاه را حامل بار ، تكيه گاه بازو ، سالار مدبران و مدبر امور بزرگ ميشمردند كه نظم امور و جمال ملك و رونق سلطنت از ايشان بود و زبان گوياى ملوك و خزينهء اموال و امين ايشان در كار ولايت و رعيت بودند و بيشتر از همه كس از ملوك و از رعيت بى نياز بودند و بيشتر از همه شايستهء حرمت و كرامت و عزت بودند . يونانيان و روميان نيز كسى را كه امور شاه بدست او بود و در كارها رأى و تدبير از او ميجستند وزير شاه ميگفتند و چون خدا اسلام را بياورد و در قرآن در آن حكايت كه خداوند از پيغمبر خويش موسى عليه السلام آورده چنين آمد كه : « از كسان من برايم وزيرى معين كن ، هارون برادرم را ، و پشت مرا به دو استوار كن و او را در كار من انباز كن » . بنى عباس وزير ناميدن كاتب را نكو شمردند و خليفگان و ملوك جز دبيران كامل و صاحبان امين عفيف را كه خير خواه صميمى بودند و امين اسرار و اموال توانستند بود و بدور انديشى و درستى رأى و صحت تدبيرشان اعتماد بود وزير نميناميدند . ابو العباس از پس ابو سلمه ابو العباس خالد بن برمك را وزارت داد . نقش انگشترش « الله ثقة عبد الله و به يؤمن » بود . ابو ليلى انصارى اوسى و يحيى بن سعيد انصارى قاضيش بودند . و حاجبش آزاد شدهء او ، ابو غسان صالح بن هيثم بود .