المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

316

التنبيه والإشراف ( فارسي )

يكى از متأخران را كه مخالف هاشميان طالبى و عباسى است و طرفدار امويان و قايل به امامت ايشانست ديده‌ايم كه گويد : پادشاهان اموى نيز چون خليفگان عباسى لقبها داشتند و در اين باب دو روايت آورده : يكى اينكه گويد محمد بن عبد الله بن محمد قرشى از مصعب بن عبد الله از پدرش از جدش از سابق آزاد شدهء عبد الملك بن مروان نقل كرده كه از امير مؤمنان عبد الملك شنيدم كه ميگفت امير مؤمنان معاوية بن ابى سفيان « الناصر لحق الله » و يزيد بن معاويه « المستنصر على الزيع » و معاوية بن يزيد « الراجع الى الله » و مروان المؤمن باللّه لقب داشته‌اند و روايت دوم گويد ابو مطرف از پدرش از جدش نقل كرده كه عبد الملك « المؤثر لامر الله » و وليد بن عبد الله « المنتقم للّه » لقب داشتند ، سليمان بن عبد الملك لقب « المهدى » داشت وقتى رسم ناسزا را از منبر برداشت و عمر بن عبد العزيز را جانشين خود كرد « الداعى الى الله » لقب يافت . لقب عمر بن عبد العزيز را « المعصوم باللّه » كرد ، لقب يزيد بن عبد الملك « القادر بصنع الله » بود . هشام بن عبد الملك را « المنصور » ناميدند زيرا تولد وى هنگامى بود كه خبر قتل مصعب بن زبير رسيد و چون پدرش بيامد او را پيش پدر بردند و نام وى را بگفتند . گفت اين از نامهاى ما نيست او را بنام جد مادريش هشام بناميد و لقبش را المنصور كنيد و چنين بود تا وقتى يزيد او را جانشين خود كرد و لقب « المتخير من آل الله » گرفت . وليد بن يزيد لقب « المكتفى باللّه » داشت و لقب يزيد بن وليد « الشاكر لانعم الله » بود ، لقب ابراهيم بن وليد « المتعزز باللّه » و لقب مروان بن محمد « القائم به حق الله » بود . عبد العزيز بن مروان نيز وقتى كه وليعهد بود بر منبرها بنام « المعظم لحرمات الله » خوانده ميشد . مسلمة بن عبد الملك وقتى شهرى را كه بر ساحل خليج قسطنطنيه است بساخت آن را مدينة القهر ناميد و « القاهر بعون الله » لقب يافت . مسعودى گويد : گرچه او اين دو روايت را آورده ولى عموم بخلاف آنند .